در مدار

(Orbital)

رمان «در مدار» نوشته‌ی سامانتا هاروی، سفری است در مدار زمین، اما آنچه این اثر را از دیگر داستان‌های علمی‌تخیلی یا فضانوردانه متمایز می‌کند، نه تجهیزات پیچیده‌ی فنی است و نه بحران‌های پرهیجان بقایی، بلکه تأملی عمیق و کم تر گفته شده بر زندگی، زمان، و فاصله. هاروی در این رمان کوتاه اما اندیشمندانه، تجربه‌ی شش فضانورد را در ایستگاه فضایی بین‌المللی طی یک شبانه‌روز روایت می‌کند؛ تجربه‌ای که به‌ظاهر در سکوت و خلأ می‌گذرد، اما در درون، لبریز از تلاطم و بازتابی از زمین و انسان است. داستان، ساختاری خطی ندارد. ماجرا از جایی آغاز نمی‌شود که به‌وضوح قابل اشاره باشد و به نقطه‌ای مشخص هم ختم نمی‌شود. در عوض، هاروی با لحنی مراقبه‌گونه، ذهن و نگاه فضانوردانی را دنبال می‌کند؛ در یک ایستگاه فضایی در فاصله دویست و پنجاه مایلی زمین که از هفده‌هزار ماژول متصل به‌هم ساخته شده و هفده و نیم هزار مایل بر ساعت سرعت دارد. آن‌ها آخرین شش نفر از میان فضانوردانی بی‌شمار هستند که در حال چرخش به دور زمین‌اند هر نود دقیقه یک بار، طلوع و غروب را می‌بینند، قاره‌ها را از بالا می‌نگرند، و با فاصله‌ای سرد اما شفاف، به خانه نگاه می‌کنند. این تکرار و چرخش، بیانی است از زندگی، از بازگشت دائمی ما به پرسش‌های حل‌نشده: ما کی هستیم؟ به کجا می‌رویم؟ و چرا این‌قدر به زمین چسبیده‌ایم، حتی وقتی از آن دوریم؟ در طول این ۲۴ ساعت، فضانوردان با امور روزمره‌ی خود مشغول‌اند: بررسی ابزارها، آزمایش‌ها، مکالمات برنامه‌ریزی‌شده با زمین. اما نویسنده به‌جای تمرکز بر رویدادهای بیرونی، به درون شخصیت‌ها می‌پردازد. هرکدام از آن‌ها با چیزی در زمین درگیرند-فرزندی که منتظر تماس است، معشوقی که دور مانده، یا خاطره‌ای از خانه‌ی کودکی. این پیوندهای عاطفی، در دل خلأ فضا، پررنگ‌تر و ملموس‌تر می‌شوند. تضاد میان سکون محیط و حرکت ذهنی و احساسی شخصیت‌ها، از نقاط قوت برجسته‌ی کتاب است. هاروی به شکل استادانه‌ای از زبان استفاده می‌کند؛ نثر او موج‌دار، نرم و مراقب است. گویی خود زبان نیز در بی‌وزنی شناور شده. او کمتر به توصیف‌های فنی می‌پردازد و بیشتر از طریق تصویرسازی‌های شاعرانه، تجربه‌ی ایستگاه فضایی را به خواننده منتقل می‌کند. زمین در نگاه فضانوردان، گاه همچون یک نقاشی در حال حرکت است، گاه همچون موجودی زنده و شکننده. در همین تصویرهاست که مضمون اصلی رمان شکل می‌گیرد: وابستگی ما به جهانی که در عین زیبایی، آشفته و ناآرام است. «در مدار»، کتابی‌ست برای خواننده‌ای که به دنبال حادثه یا هیجان نیست، بلکه می‌خواهد مکث کند، از بالا نگاه کند و شاید برای لحظه‌ای، خود را در سکوتی میان زمین و آسمان بازیابد. سامانتا هاروی، در این اثر، موفق می‌شود با کمترین کنش بیرونی، بیشترین تأمل را برانگیزد. رمانی است که بیشتر احساس می‌شود تا خوانده شود، و تا مدت‌ها پس از پایانش، در ذهن باقی می‌ماند.

9786001829574
۱۴۰۳
۱۸۰ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول