کتاب «سیاست پست آنارشیسم» نوشته سال نیومن، در صدد است تا نظریه آنارشیستی را برای قرن بیستویکم بازتعریف کند و در این راستا اندیشه سنتی آنارشیستی را با فلسفه پساساختارگرا ترکیب مینماید. این کتاب که در سال ۲۰۱۰ منتشر شد، به چالشکشیدن مفاهیم ذاتگرایانه طبیعت انسان و حقایق کلی در آنارشیسم کلاسیک میپردازد و در عوض، درکی سیال، پویا و کثرتگرا از سیاست ارائه میدهد. به عبارت دیگر، نیومن، پست آنارشیسم را بهعنوان تکاملی انتقادی از آنارشیسم معرفی میکند که همزمان با بینشهای فلسفی معاصر تعامل دارد و در عین حال، تعهد اصلی آنارشیسم به ضدیت با اقتدارگرایی و رهاییبخشی را حفظ میکند. در نتیجه، این کتاب هم نقدی بر آنارشیسم کلاسیک است و هم پروژهای سازنده که نظریه آنارشیستی را از طریق دیدگاه اندیشمندان پساساختارگرایی مانند میشل فوکو، ژاک دریدا، ژیل دلوز و جودیت باتلر بازاندیشی میکند. در همین راستا، این کتاب به دو بخش اصلی تقسیم میشود: بخش اول به بررسی انتقادی محدودیتهای آنارشیسم کلاسیک میپردازد، در حالی که بخش دوم مبانی نظری و پیامدهای سیاسی پست آنارشیسم را ترسیم میکند. برای مثال، یکی از نقدهای اساسی نیومن، اتکای آنارشیسم کلاسیک به مفاهیم ذاتگرایانه طبیعت انسان است. بسیاری از آنارشیستهای کلاسیک به گرایش ذاتی انسان به همکاری و کمک متقابل باور داشتند و آن را پایهای برای جامعهای بدون دولت میدانستند. نیومن استدلال میکند که این باور به یک ذات ثابت انسانی مشکلزا است، زیرا نادیده میگیرد که چگونه قدرت و گفتمان، سوژهها را شکل میدهند. او بر این باور است که طبیعت انسان یک مقوله ثابت یا کلی نیست، بلکه از طریق فرآیندهای اجتماعی و تاریخی برساخته میشود. از طرف دیگر، در بخش دوم کتاب نظریه پست آنارشیسم تعریف می گردد. یکی از جنبه های اساسی پست آنارشیسم تأکید آن بر تصادفی بودن و کثرتگرایی است. نیومن استدلال میکند که هیچ مسیر واحدی به سوی رهایی یا مدل جهانیشدهای از جامعه آزاد وجود ندارد. در عوض، پست آنارشیسم تنوعی از مبارزات و دیدگاهها را میپذیرد و تشخیص میدهد که پسزمینههای مختلف به استراتژیها و راهحلهای متفاوتی نیاز دارند. این رویکرد کثرتگرا با نقد پساساختارگرایانه از روایتهای کلان و حقایق کلی و جهانی همخوانی دارد.