«صمد بهرنگی» یکی از جلدهای مجموعهی «انسانهای کوچک، آرزوهای بزرگ» است. این مجموعه را انتشارات فیل، چاپ و منتشر کرده است. در این مجموعه سعی شده است بچهها با زندگینامهی افراد مشهور آشنا شوند. خواندن زندگینامهها بهسان خواندن داستانی واقعی، همواره طرفداران خود را داشته است. فراز و نشیب و سختیهای زندگی افراد مشهور، میتواند انگیزه و روحیهی تلاشگری را تقویت کند. بچهها با خواندن روایتهای جذاب و داستانی زندگی افراد سرشناس، میتوانند برای بلندپروازیهای خود برنامهریزی کنند و به این درک برسند که برای رسیدن به آنچه میخواهند، باید همت بالا و روحیهای قوی داشته باشند. «صمد بهرنگی» که یکی از جلدهای این مجموعه به او اختصاص داده شده، نویسنده، مترجم و معلمی تاثیرگذار بود. او در یکی از محلات قدیمی شهر تبریز در خانوادهای نسبتا پر جمعیت به دنیا آمد. پدرش کارگر فصلی بود. صمد از همان کودکی، طعم تلخ فقر را چشید، طولی نکشید که پدر به بهانهی کار به باکو مهاجرت کرد و دیگر هرگز بازنگشت. زندگی باز هم سختتر شد. اما صمد درسش را خواند و سعی کرد با تمام تلخی و تاریکی زندگی کنار بیاید. در ۱۸ سالگی، بعد از گذراندن دورهی دانشسرا آموزگار شد. او در روستاهای دورافتاده درس میداد و سعی میکرد خانوادهها را قانع کند که بچهها را به جای فرستادن به سر کار، به مدرسه بفرستند. او همزمان تلاش کرد، مدرک لیسانس خود را در رشتهی زبان و ادبیات انگلیسی بگیرد. طولی نکشید که با غلامحسین ساعدی آشنا شد و مسیر زندگیاش به سمت نویسندگی پیش رفت. صمد بهرنگی حدود بیست داستان برای بچهها نوشت. «ماهی سیاه کوچولو» از معروفترین کارهای اوست. بهرنگی همواره به کتابهای درسی و سیستم آموزش و پرورش انتقاد داشت. مقالات مختلفی در این زمینه نوشت و اینجا و آنجا صحبت کرد و رفتهرفته تبدیل به چهرهای منتقد و مبارز شد. از ویژگیهای مجموعهی «انسانهای کوچک، آرزوهای بزرگ»، تصویری بودن آن است. بچهها با خواندن روایت داستانی زندگی افراد در کنار دیدن تصویرها، به شکلی ملموستر با محیط و فضای زندگی آن شخص آشنا میشوند. زبان روایت، ساده و داستانی و گیراست. هر جلد از این مجموعه را یکی از نویسندگان ادبیات کودک و نوجوان نوشته است. محسن هجری، نویسندهی کتاب «صمد بهرنگی» است. او کتاب را با به دنیا آمدن صمد شروع کرده است و اینطور روایت میکند: «صمد کوچولو در دوم تیرماه ۱۳۱۸ در محلهی چرنداب تبریز چشم به جهان گشود. نام مادرش سارا و اسم پدرش عزت بود. مادرش میگفت صمد که به دنیا آمد تا چند روز یکنفس گریه میکرد.» زبان صمیمی و ساده، همراه با تصویرگریها، بچهها را وارد فضای زندگی صمد بهرنگی میکند. خواندن زندگینامهها، تاریخ و تمدن هر مملکت، میتواند چراغهایی را در ذهن مخاطب روشن کند تا او با نگرشی روشنتر بتواند راه و مسیر خودش را در آینده انتخاب کند.