and then there were none

(and then there were none)

رمان «و سپس هیچ‌کس نبود» نوشته‌ی آگاتا کریستی، نخستین‌بار در نوامبر ۱۹۳۹ در بریتانیا منتشر شد و از آن زمان تاکنون یکی از درخشان‌ترین و پرفروش‌ترین آثار تاریخ ادبیات معمایی به شمار می‌رود. این اثر نقطه‌ی عطفی در کارنامه‌ی کریستی است؛ زیرا برخلاف بسیاری از آثار دیگر او، در این رمان خبری از حضور کارآگاهی چون هرکول پوآرو یا خانم مارپل نیست. کریستی در غیاب چهره‌ی همیشگی عدالت، جهانی را ترسیم می‌کند که در آن وجدان، گناه و اضطراب در برابر یکدیگر قرار می‌گیرند و انسان در تنهایی خود با حقیقت اعمال گذشته‌اش روبه‌رو می‌شود. داستان در جزیره‌ای دورافتاده در سواحل انگلستان می‌گذرد؛ مکانی منزوی و مرموز که با فضای تاریک و پررمز خود، زمینه‌ای برای شکل‌گیری نوعی تعلیق روان‌شناختی فراهم می‌کند. گروهی از افراد از پیشینه‌های متفاوت، با دعوتی اسرارآمیز به این جزیره می‌آیند، بی‌آنکه از انگیزه‌ی واقعی دعوت‌کننده آگاه باشند. پس از ورودشان، مجموعه‌ای از حوادث غیرمنتظره رخ می‌دهد که آرامش ظاهری مکان را در هم می‌شکند. از اینجا به بعد، ماجرا وارد چرخه‌ای از ترس، شک، و فروپاشی اعتماد می‌شود؛ جایی که مرز میان بزهکار و بی‌گناه، و میان عدالت و انتقام، روزبه‌روز مبهم‌تر می‌گردد. کریستی با نثری دقیق و اقتصادی، فضا را به تدریج تنگ‌تر می‌کند تا خواننده همچون شخصیت‌ها، در دام اضطراب و بی‌اعتمادی گرفتار شود. او به‌جای اتکا بر صحنه‌پردازی‌های پرتحرک، از ریتم روانی و گفت‌وگوهای کنترل‌شده بهره می‌گیرد تا ذهن مخاطب را به بازی بگیرد. یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های این رمان، نحوه‌ی طراحی ساختار آن است؛ طرحی که بر پایه‌ی تکرار، تقارن و حذف تدریجی شکل گرفته و در عین سادگی ظاهری، از چنان انسجامی برخوردار است که هر جزئی در خدمت پیشبرد کلیت روایت عمل می‌کند. در مرکز اثر، ایده‌ی عدالت و مسئولیت اخلاقی قرار دارد. کریستی با مهارتی مثال‌زدنی نشان می‌دهد که مفهوم عدالت، هنگامی که از چهارچوب قانون خارج و به دست انسان سپرده می‌شود، به آسانی می‌تواند به انتقام و جنون بدل گردد. هر یک از شخصیت‌ها گذشته‌ای دارند که در پس ظاهر موجه و محترمشان پنهان مانده است، و همین گذشته‌ی ناگفته، آنان را در برابر داوری‌ای قرار می‌دهد که نه از بیرون، بلکه از درون برمی‌خیزد. در واقع، رمان بیش از آن‌که صرفا داستانی درباره‌ی قتل باشد، تأملی است درباره‌ی وجدان انسان و شکنندگی مرز میان خیر و شر. در کنار مضمون‌های اخلاقی، فضا و نمادپردازی اثر نیز جایگاه ویژه‌ای دارند. جزیره‌ی منزوی داستان به مثابه‌ی تصویری از ذهن انسان است؛ جایی بسته و بی‌پناه، دور از نجات و عدالت اجتماعی، که در آن ترس و گناه به تدریج جای واقعیت را می‌گیرند. شعر کودکانه‌ای که به شکل موتیف در سراسر اثر تکرار می‌شود، کارکردی دوگانه دارد: از یک سو ریتمی آهنگین و ظاهرا معصومانه به داستان می‌دهد، و از سوی دیگر، در تضاد با خشونت پنهان روایت، لحن اثری کابوس‌گونه و آیینی می‌آفریند. کریستی با این رمان، قالب کلاسیک داستان پلیسی را وارونه می‌کند. دیگر خبری از نبوغ کارآگاه برای کشف راز نیست؛ خود انسان‌ها در نقش قاضی، قربانی و متهم ظاهر می‌شوند. این ساختار بی‌واسطه، رمان را از سطح یک معمای صرف به اثری فلسفی‌تر ارتقا می‌دهد که در آن پرسش‌های اخلاقی جایگزین معمای جنایی می‌شوند. در نهایت، «و سپس هیچ‌کس نبود» فراتر از یک داستان معمایی است؛ تصویری از وجدان انسانی در برابر عدالت بی‌رحم و مرزهای لرزان اخلاق. کریستی در اوج تسلطش بر منطق روایت و اقتصاد کلمه، جهانی می‌سازد که در آن وحشت نه از بیرون، بلکه از درون برمی‌خیزد. این اثر همچنان، پس از دهه‌ها، یکی از نمونه‌های بی‌بدیل از دقت ساختاری، نبوغ داستان‌پردازی و تأمل اخلاقی در ادبیات جنایی باقی مانده است.

کاج بوک
9786224072993
۱۴۰۳
۱۸۴ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
آگاتا کریستی
صفحه نویسنده آگاتا کریستی
۱۲۲ رمان آگاتا کریستی، نویسنده انگلیسی رمان‌های جنایی است؛ نویسنده‌ای که نامش با هرکول پوآرو، خانم مارپل و نمایشنامه «تله موش» برای بسیاری از خوانندگان آشنا شده است. او در سنت ادبی خود فقط یک نام فهرستی نیست و صدایی دارد که از دل تجربه، زمانه و شیوه روایتش شکل گرفته است. زندگی او از Torquay, Devon, England آغاز شد و همین زمینه فرهنگی، در کنار مسیر حرفه‌ای‌اش، به آثارش رنگ و بافتی مشخص داد. دانستن این پس‌زمینه کمک می‌کند جهان نوشته‌هایش خشک ...
دیگر رمان‌های آگاتا کریستی
اولین پرونده‌های پوارو
اولین پرونده‌های پوارو خانم آگاتا کریستی بدون شک پرآوازه‌ترین نویسنده داستان‌های پلیسی جنایی در سراسر جهان است. قهرمان بسیاری از داستان‌های او یک کاراگاه باهوش کوتاه قد و بذله‌گوی بلژیکی به نام هرکول پوارو است که نظیر خالق خود، در بین ادبیات پلیسی، شهرت و محبوبیت فراوانی دارد. آگاتا کریستی در این کتاب، شیوه‌های سنتی تحقیقات جنایی را واژگون می‌کند و با کاوش در ...
خطر در خانه آخر
خطر در خانه آخر به نظرم در بین شهرهای جنوب انگلستان، هیچ شهری به قشنگی سنت‌لو نیست. اسمش را گذاشته‌اند عروس شهرهای ساحلی و الحق که همین‌طور است. آدم را یاد ریویرا می‌اندازد. به عقیده من ساحل کورنوال دست‌کمی از جنوب فرانسه ندارد. اینها را به دوستم، هرکول پوآرو گفتم. پوآرو گفت: تو منوی رستوران قطار دیروز هم همین را نوشته بود، دوست من. حرفت تازگی ...
قتل در خانه کشیشی (مجموعه داستان‌های آگاتا کریستی)
قتل در خانه کشیشی (مجموعه داستان‌های آگاتا کریستی) اسم من لئونارد کلمنته و کشیش روستای کوچکی به اسم سنت مری مید هستم. این کلنل پروثرو چه پیرمرد عقب‌مونده‌ایه! واقعا! هیچ‌کس ازش خوشش نمیاد! دنیس، گریزلدا، این چه طرز حرف زدنه؟! ببخشید عمو جان! ...
جنایت در کریسمس
جنایت در کریسمس خانم آگاتا کریستی بدون شک پرآوازه‌ترین نویسنده داستان‌های پلیسی جنایی در سراسر جهان است. قهرمان بسیاری از داستان‌های او یک کاراگاه باهوش کوتاه قد و بذله‌گوی بلژیکی به نام هرکول پوارو است که نظیر خالق خود، در بین ادبیات پلیسی، شهرت و محبوبیت فراوانی دارد.
ورق‌ها روی میز بر اساس داستانی از آگاتا کریستی
ورق‌ها روی میز بر اساس داستانی از آگاتا کریستی تابستان سال 1935، بعد‌اظهر قبل از شام،‌ سالن پذیرایی منزل آقای شایتانا در لندن. اتاقی مجلل با وسایل و مبلمان اشرافی. یک در، وسط و انتهای صحنه است و به اتاق خواب راه دارد. پنجره‌های قدی و بزرگ به سمت راست صحنه قرار دارند. در مقابل این پنجره‌ها یک میز بازی بریج وجود دارد و در سمت مقابل شومینه بزرگی ...
مشاهده تمام رمان های آگاتا کریستی
مجموعه‌ها