کتاب «لیزای لمبث» اولین رمان نویسندهی معروف انگلیسی «ویلیام سامراست موام» است که اولینبار در سال 1897 منتشر شد و بارها به زبانهای مختلف ترجمه شد. ویلیام سامراست موام یکی از نویسندههایی است که در حرفهی پزشکی مشغول بوده است و به واسطهی این رشته با طیف وسیعی از مردم ارتباط داشته است. نویسندگان دیگری چون آنتوان چخوف نیز اگرچه به حرفهی طبابت مشغول بودند ولی در مرحلهای از زندگی، داستان مسیر زندگیشان را تغییر داد. رمان لیزای لمبث دقیقا همان داستانی بود که مسیر زندگی سامراست موام را تغییر داد. این رمان اگرچه در سال انتشار، با استقبال چشمگیری روبهرو نشد، اما شروعی بسیار قدرتمند برای نویسندهای بود که بعدها به عنوان یکی از داستاننویسان و نمایشنامهنویس اصلی انگلستان شناخته شد. این رمان شرح زندگی دختری به نام لیزا است که در محلهی فقیرنشین لمبث زندگی میکند. همین نام کوتاه شرحی از رمان رئالیستی سامراست موام را در اختیار مخاطب قرار داده است که میتواند به عنوان یکی از نقاط درخشان در نظر گرفته شود. لیزا در این داستان دختری از خانوادهای کارگر در محلات زاغهنشین لندن است که در یک ماجرای عاشقانه دلباختهی مردی متأهل میشود. این ارتباط که در اوایل در حد اشارات کوتاه است رفتهرفته عمیقتر میشود و تا جایی پیش میرود که لیزا باردار میشود. ارتباط لیزا با این مرد متأهل باعث میشود اهالی محله مدام او را مورد حمله قرار دهند و واکنش همسر مرد نیز ماجرا را بسیار بحرانیتر میکند. ویلیام سامراست موام با خلق رمان لیزای لمبث روایتی رئالیستی و اجتماعی از انگلستان اواخر قرن نوزدهم ارائه داده است که میتواند برای علاقهمندان به تاریخ این کشور نیز جالبتوجه باشد. پایان رمان لیزای لمبث بسیار تراژیک و سیاه است که این عامل نیز باتوجهبه رویکرد واقعگرایانه سامراست موام امری بدیهی است. عدم استقبال از رمان لیزای لمبث در سال انتشار باتوجهبه ژانر خاص سامراست موام کاملا قابلپیشبینی است که البته در قرن بعد به استقبال مخاطبان منجر شد. مطالعهی این رمان برای علاقهمندان به ادبیات رئالیسم اجتماعی جالبتوجه خواهد بود.