«لعبتکها: سیر تحول تیپهای ثابت در سینمای ایران » نوشتهی احمد طالبینژاد، اثری پژوهشی و تحلیلی دربارهی شکلگیری و دگرگونی تیپهای شخصیتی در سینمای ایران است که به ریشههای فرهنگی، اجتماعی و هنری تیپسازی در فیلمهای ایرانی بهویژه فیلمفارسی میپردازد. طالبنژاد در این کتاب با بهرهگیری از منابع ادبی، تاریخی و سینمایی، روند تثبیت و تحول تیپهای ثابت را در بستر تحولات اجتماعی و هنری ایران بررسی کرده است. نویسنده با استناد به رباعی خیام در باب بیاختیاری انسان، تیپهای شخصیتی فیلمفارسی را معرفی میکند؛ لعبتکها به تعبیر طالبینژاد، مخلوقاتی هستند که همچون عروسکهای خیمهشببازی شخصیت ثابتی دارند و با تغییر موضوع و قصه، ویژگیهای رفتاری آنها تغییر نمیکند. او ابتدا به ریشههای تاریخی و فرهنگی تیپسازی در نمایشهای سنتی و قصههای عامیانه میپردازد و نشان میدهد که چگونه این الگوها به سینمای ایران راه یافتهاند. در ادامه، او به سراغ فیلمفارسی میرود تیپهایی چون «جوان اول» را تحلیل میکند. قهرمان رویایی، مردی خوشچهره، فداکار و بزنبهادر که معمولا از طبقات پایین اجتماع برمیخیزد و تجلی آرزوهای مردم است. به اعتقاد نویسنده این تیپها برخلاف شخصیتهای پیچیده و خاکستری، تکبعدی و مطلق هستند و هرگونه تغییر در آنها با واکنش منفی مخاطب روبهرو میشود. احمد طالبینژاد به تیپ شخصیت منفی یا ضدقهرمان نیز میپردازد. این تیپ شامل جوانان دیوسیرت، مردان شرور، پدران پولدار، کارخانهداران، قاچاقچیان، ساواکیها و زنان اغواگر است. آنها عامل ایجاد دلهره و هیجان در داستان هستند و معمولا حضوری قوی و دوگانهگرایانه از شر دارند. سایر تیپهای ثابت در فیلمهای ایرانی در دوران فیلمفارسی، موج نو و بعد از آن عبارتند از جاهل، دهاتی، مادر فداکار، همسر و معشوقه، روسپی، دختران جوان، زن مدرن- سنتی، وروجکها (کودکان و نوجوانان) و کمدینها که نقش بسیار پررنگی در رونق اقتصادی فیلمفارسی داشتهاند. طالبینژاد بعد از فیلم فارسی به تحولات سینمای ایران پس از موج نو میپردازد و آن را بهصورت کامل بررسی میکند و به این نکته اشاره میکند که برخلاف سینمای فیلمفارسی، سینمای موج نو از کلیشهها فاصله گرفته و به سمت خلق شخصیتهای پیچیدهتر، چندلایه و برخاسته از واقعیتهای اجتماعی و روانشناختی رفته است. هرچند که در سینمای موج نوی ایران هم کلیشهها به طور کلی از بین نرفتند، اما حداقل پرداختی انسانیتر و پیچیدهتر دارند. او نشان میدهد که با فیلمهایی چون «قیصر» قهرمانهایی زمینیتر و واقعیتر وارد سینما شدند؛ شخصیتهایی که ریشه در واقعیت اجتماعی داشتند و از رویاپردازی فاصله گرفتند. نویسنده روند تثبیت و تحول تیپهای قهرمان، لمپن و لمپن - سوسول را با مثالهایی از ستارگانی چون «ناصر ملکمطیعی»، «محمدعلی فردین»، «بهروز وثوقی»، «سعید راد» و «فرامرز قریبیان» پیش میبرد. طالبینژاد به تأثیر تحولات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی بر شکلگیری و دگرگونی این تیپها اشاره میکند و نشان میدهد که چگونه سینمای ایران، همواره میان سنت و مدرنیته، واقعیت و رویا در نوسان بوده است. «لعبتکها» کتابی مفید و آموزنده برای علاقهمندان به سینما، پژوهشگران مطالعات فرهنگی و اجتماعی و دانشجویان رشتههای هنری است که دغدغهی شناخت ریشههای فرهنگی و اجتماعی تیپسازی در سینمای ایران را دارند.