رمان «ماموریت در قطب شمال» یازدهمین جلد از مجموعه محبوب «مدرسه جاسوسی» است که در اکتبر ۲۰۲۳ منتشر شد. استوارت گیبز در این اثر بار دیگر با ترکیبی از ماجراجویی پرتنش، طنز آشنا و درونمایههای ژئوپلیتیک، داستانی تازه را برای قهرمانان نوجوان خود رقم میزند؛ داستانی که اینبار آنها را از فضای مدرسهای آشنا به دل سرزمینهای یخزده و وحشی آلاسکا میبرد. پس از آنکه هویت مدرسهی مخفیشان در پروژهای موسوم به «ایکس» فاش میشود، بن ریپلی و دوستانش - اریکا، مایک و زویی - به پایگاه آموزشی جدید و مخفی سیا در قلب آلاسکا منتقل میشوند؛ جایی که سرمای نفسگیر، خطرات طبیعی و انزوای مطلق، برایشان محیطی غریب و چالشبرانگیز فراهم میکند. بحران اصلی وقتی اوج میگیرد که پدربزرگ اریکا، سایروس هیل، توسط دشمنی قدیمی به نام ایوان شوموفسکی ربوده میشود؛ شخصیتی که معتقد است ایالات متحده در جریان خرید آلاسکا در سال ۱۸۶۷، بهای کامل را به روسیه نپرداخته است. این کینهی تاریخی زمینهساز نقشهای با عنوان «عملیات روز قیامت» میشود که میتواند به فاجعهای زیستمحیطی منجر گردد. در پی این حادثه، گروه نوجوانان مجبور میشوند برای نجات سایروس و جلوگیری از این تهدید مرگبار، دست به مأموریتی پرخطر بزنند؛ سفری که آنها را از میان جنگلهای انبوه، کوههای یخزده و حتی تا مرزهای روسیه پیش میبرد. گیبز در این جلد با ظرافت، تنش داستانی را از دل اکشنهایی نفسگیر - مانند تعقیب و گریز با زیردریایی، صعود از صخرههای خطرناک و درگیری در سرمای طاقتفرسا - استخراج میکند. در عین حال، لحن طنزآلود و سبک روایی آشنای او، این داستان را از تبدیل شدن به روایتی کاملا تاریک بازمیدارد و تعادل میان هیجان و سرگرمی را حفظ میکند. شخصیتپردازی نیز در این جلد عمق بیشتری مییابد. بن ریپلی از نوجوانی مردد و دستپاچه به مأموری باهوش و مصمم تبدیل میشود؛ اریکا هیل همچنان همان چهرهی سرد و کارکشته باقی میماند که حتی در دشوارترین شرایط هم اعتماد به نفس خود را از دست نمیدهد. سایروس، که پیشتر به عنوان مربی مقتدر تصویر میشد، در این روایت به شخصیتی آسیبپذیر بدل میگردد و به داستان بعدی احساسی میبخشد. زویی و مایک نیز حضوری پررنگتر مییابند و خصوصا داستان فرعی علاقهی زویی به یک همتای روس، لایهای تازه از تنوع و بازنمایی LGBTQ+ را به متن اضافه میکند. این خردهروایت گرچه از سوی برخی تحسین شده، از دید برخی خوانندگان باعث انحراف توجه از خط اصلی داستان شده است. از نظر مضمونی، کتاب همچنان بر دوستی، کار گروهی و اعتماد متقابل تأکید دارد؛ اما در کنار این مضامین همیشگی، گیبس هوشمندانه مسئلهی تنشهای تاریخی میان روسیه و آمریکا را با فروش آلاسکا پیوند میزند و به روایت، عمق ژئوپلیتیکی میبخشد. افزون بر این، دغدغههای محیط زیستی با تهدید بالقوهی فاجعهای در آلاسکای دستنخورده، لایهای تازه از آگاهی را در دل داستان نوجوانانه مینشاند. واکنش منتقدان و مخاطبان نسبت به این جلد دوگانه بوده است. سایت YA Books Central آن را داستانی «سرشار از هیجان، طنز و شخصیتپردازی قوی» دانسته و امتیاز بالایی به آن داده است. در مقابل، شماری از خوانندگان در گودریدز و ردیت این اثر را نسبت به جلدهای پیشین کندتر و کمهیجانتر ارزیابی کردهاند؛ به ویژه به زیرداستان عاشقانهی زویی به عنوان حواسپرتی از خط اصلی داستان اشاره داشتهاند. در نهایت، «ماموریت در قطب شمال» با وجود این نقدها، همچنان یک ماجراجویی پرآدرنالین و جذاب باقی میماند؛ داستانی که برای نوجوانان ۹ تا ۱۲ ساله و دوستداران اکشن جاسوسی، دوستیهای پیچیده و رگههایی از تاریخ و محیط زیست، تجربهای خواندنی و متفاوت رقم میزند.