کتاب «رقابت حاکمیت در ایران قرن هجدهم»، یازدهمین مجلد از مجموعه معتبر «اندیشه ایران» است که زیر نظر چارلز ملویل، استاد برجسته تاریخ ایران در دانشگاه کمبریج، منتشر شده است. این اثر، به یکی از پرابهامترین و سرنوشتسازترین برهههای تاریخ ایران میپردازد: قرن هجدهم میلادی، یعنی فاصله زمانی میان فروپاشی سلسله صفویه (۱۷۲۲ میلادی) تا ظهور قاجاریه. این کتاب مجموعهای از پژوهشهای نوین را از سوی متخصصان مختلف گردآوری کرده است تا روایتی بی طرف از ایران پساصفوی ارائه دهد. عمده مسئله کتاب، شناسایی خلأ قدرت و آنارشی ظاهری پس از سقوط اصفهان است. این دوره که اغلب به عنوان «عصر فترت» یا «هرجومرج» تلقی میشود، در این مجموعه مقالات به عنوان فضایی پویا برای رقابت ایدهها و تجربههای گوناگون در حکمرانی، مشروعیتسازی و هویتیابی بازتعریف میشود. نویسندگان مقالات، با نگاهی عمیق به بازیگران اصلی این دوره از نادرشاه افشار با توسل قدرت نظامی، تا کریمخان زند با رویکرد «وکیلالرعایا» و آقامحمدخان قاجار با بازگشت به تمرکزگرایی نشان میدهند که چگونه هر یک از مدعیان، تلاش کردند تا پازل از همگسیخته حکومت در ایران را بازسازی کنند. از جمله نکاتی که کتاب بر آن تأکید دارد، پرسش از تداوم و گسست در مفهوم «ایران» است. برخلاف تصور رایج که هویت سیاسی ایران را زاده تمرکز صفوی میداند، مقالات این مجلد استدلال میکنند که «ایده ایران» به عنوان یک واحد سیاسی، پیش و پس از صفویه، عمیقا در ذهنیت سیاسی این سرزمین نهادینه شده بود. رقابت بر سر حکومت در این قرن، نه برای تجزیه، بلکه برای حاکمیت بر «تمام ایران» بود؛ واقعیتی که نشان میدهد «ایرانبودن» حتی در غیاب یک دولت مرکزی مقتدر نیز به قوت خود باقی ماند. کتاب همچنین به تحول مفهوم مشروعیت در این دوره میپردازد. با فروپاشی مشروعیت سهگانه صفوی (سیادت، تصوف، تشیع)، مدعیان جدید مجبور بودند ترکیبات تازهای برای توجیه قدرت خود بیابند. این آزمون و خطاها در مشروعیتسازی، میراثی ماندگار برای سدههای بعدی به جا گذاشت. بعد دیگر کتاب، بررسی اقتصاد سیاسی جنگ و رقابت است. لشکرکشیهای پیاپی این دوره، صرفا ویرانی به بار نمیآوردند؛ بلکه پویاییهای تازهای در تجارت، جابهجایی جمعیت و ساختارهای اجتماعی ایجاد میکردند. این اثر با کنکاش در منابع درباری، سفرنامهها و اسناد آرشیوی، تصویری از ایران پساصفویه به دست میدهد که نه سرزمینی در انزوا، بلکه همچنان بخشی فعال از شبکههای منطقهای و جهانی است. «رقابت حاکمیت در ایران قرن هجدهم» با رویکردی میانرشتهای، از روایت سقوط و انحطاط فراتر میرود و تحولات فرهنگی، هنری، دیپلماتیک و اقتصادی این دوره را نیز در کنار تاریخ سیاسی مورد بررسی قرار میدهد. خواندن این کتاب برای پژوهشگران تاریخ ایران، دانشجویان رشتههای تاریخ و علوم سیاسی و هر کسی که به دنبال درک عمیق ریشههای تحولات معاصر ایران و چگونگی عبور ایده ایران از گردنه فروپاشی صفوی است، خواندنی است. در واقع، این مجلد پنجرهای نو به سوی یک قرن سرنوشتساز اما غالبا نادیده گرفتهشده میگشاید و میراث فکری صفویان و چالشهای حکمرانی در ایران پس از آنها را تبیین میکند.