فرشته‌ ای‌ به ‌بابل ‌می آید

(An Angel Comes to Babylon)

«فرشته‌ای به بابل می‌آید» نوشته‌ی فریدریش دورنمات، نمایشنامه‌ای از سال ۱۹۵۳ است که در قالب کمدی-تراژیک و طنز فلسفی، یکی از دغدغه‌های اصلی نویسنده را با بیانی تمثیلی و نیش‌دار صورت‌بندی می‌کند: ناتوانی نظام‌های عقلانی و بوروکراتیک در مواجهه با امر پیش‌بینی‌ناپذیر، معصوم و غیرقابل‌محاسبه. دورنمات در این اثر، بابل باستان را به صحنه‌ای تبدیل می‌کند که در آن نه فقط یک حکومت، بلکه کل منطق قدرت، قانون و سازمان اجتماعی در معرض آزمون قرار می‌گیرد. ایده‌ی مرکزی نمایشنامه بر تقابل میان فیض الهی و دستگاه‌های انسانی استوار است؛ تقابلی که در آن عنصر آسمانی، به‌جای آنکه موجب رستگاری شود، تناقض‌های عمیق جامعه را آشکار می‌کند. داستان در دوران حکومت نمرود می‌گذرد؛ پادشاهی که می‌کوشد بابل را به دولتی کامل، منظم و بی‌نقص تبدیل کند. در این جهان قانون‌زده، حتی فقر و گدایی نیز باید از میان بروند تا نظم عمومی مخدوش نشود. با این حال، آکی، گدای زیرک و سرکش، همچنان بیرون از منطق سیستم باقی مانده و به‌نوعی یادآور امکان زیستی است که تن به انضباط رسمی نمی‌دهد. هم‌زمان، فرشته‌ای از سوی خداوند مأمور می‌شود تا دختری زیبا و معصوم به نام کوروبی را به پست‌ترین انسان بابل هدیه دهد. اما سوءتفاهمی ساده، این هدیه‌ی الهی را به نمرود می‌رساند؛ پادشاهی که در لباس مبدل ظاهر شده و از چشم فرشته، مستحق این عطیه به نظر می‌رسد. همین خطای به‌ظاهر کوچک، کل ساختار نمایشنامه را به حرکت درمی‌آورد. از این‌جا به بعد، اثر نه بر پیچش‌های داستانی، بلکه بر واکنش جامعه و نهادهای قدرت به حضوری استوار می‌شود که نه قابل تملک است، نه قابل تفسیر کامل، و نه قابل ادغام در نظم سیاسی. دورنمات در این نمایشنامه با مهارتی چشمگیر، از طنز گروتسک برای افشای پوچی ساختارهای رسمی استفاده می‌کند. فرشته، موجودی آسمانی و حامل پیام فیض، در برابر پیچیدگی‌های دنیای انسانی سردرگم است و این ناآشنایی، سرچشمه‌ی بخش مهمی از طنز اثر می‌شود. در سوی دیگر، نمرود، سیاستمداران و الهی‌دانان بابل می‌کوشند معجزه را طبقه‌بندی، تملک یا تفسیر کنند، اما هرچه بیشتر تلاش می‌کنند، ناتوانی خود را بیشتر آشکار می‌سازند. این طنز صرفا برای خنداندن نیست؛ خنده‌ای است آمیخته با اضطراب، زیرا مخاطب درمی‌یابد که تمدن و عقلانیت، در لحظه‌ی رویارویی با امر غیرقابل‌محاسبه، تا چه حد شکننده‌اند. از نظر شخصیت‌پردازی، نمایشنامه بیش از آنکه بر روان‌شناسی فردی تکیه کند، بر تیپ‌های استعاری و کارکردهای فلسفی شخصیت‌ها استوار است. آکی از برجسته‌ترین چهره‌های اثر است؛ شخصیتی که با فقر و حاشیه‌بودگی‌اش، نوعی آزادی رادیکال را نمایندگی می‌کند. او در برابر دولتی قرار می‌گیرد که می‌خواهد همه‌چیز را سامان دهد، اما درست همین سامان‌دهی، انسان را از معنا تهی می‌کند. کوروبی نیز نه یک شخصیت به معنای کلاسیک، بلکه تجسد معصومیتی است که حضورش، ارزش‌های تثبیت‌شده را به بحران می‌کشاند. زبان و ساختار نمایشنامه، آگاهانه تمثیلی و اندیشه‌محور است. دورنمات به‌جای روایت رئالیستی، فضایی می‌سازد که در آن گفت‌وگوهای فلسفی، الهیاتی و سیاسی نقش اصلی را دارند. این ویژگی از یک‌سو نقطه‌ی قوت اثر است، زیرا آن را به متنی چندلایه و ماندگار تبدیل می‌کند، اما از سوی دیگر ممکن است برای برخی مخاطبان، ریتم دراماتیک را کند و اثر را انتزاعی جلوه دهد. با این همه، ارزش «فرشته‌ای به بابل می‌آید» در همین جسارت فکری نهفته است. این نمایشنامه اثری مهم در ادبیات نمایشی قرن بیستم است، زیرا با زبانی طنزآلود و تمثیلی، محدودیت‌های عقلانیت ابزاری و ادعای کنترل مطلق جهان را به چالش می‌کشد و نشان می‌دهد که نظم انسانی، هرقدر پیچیده و منسجم، در برابر تصادف، معجزه و آزادی، همواره آسیب‌پذیر باقی می‌ماند.

علی نجیمی
9786225636019
۱۴۰۳
۱۲۲ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
فردریش دورنمات
صفحه نویسنده فردریش دورنمات
۱۵ رمان فردریش دورنمات نمایشنامه‌نویس و نویسنده سوئیسی است؛ چهره‌ای که طنز سیاه، فلسفه و موقعیت‌های اخلاقی پیچیده را به تئاتر مدرن آورد. او در کونولفینگن به دنیا آمد و در آثارش اغلب با عدالت، گناه، تصادف و مسئولیت انسان در جهانی نامطمئن درگیر شد. نمایشنامه‌هایی مانند «ملاقات بانوی سالخورده» و «فیزیکدان‌ها» نشان می‌دهند که کمدی می‌تواند به تاریک‌ترین پرسش‌های اخلاقی نزدیک شود. دورنمات آدم‌ها را در موقعیت‌هایی می‌گذارد که تصمیم درست، اگر هم وجود داشته باشد، دیگر ساده و پاک نیست. نثر و نمایش او ...
دیگر رمان‌های فردریش دورنمات
سوء‌ظن
سوء‌ظن بازرس برلاخ، بستری در بیمارستان، پی می‌برد که پوشکی از دار و دسته جنایت‌کارهای نازی اکنون در سوییس در مقام پزشکی صاحب نام به جنایت‌هایش ادامه می‌دهد. برلاخ که با مرگ فاصله‌ای ندارد باید تکلیف این سوظن را روشن کند.
تصویر یک سیاره
تصویر یک سیاره فردریش دورنمات، یکی از برجسته‌ترین نویسندگان و نمایشنامه‌نویسان سوئیسی قرن بیستم، به خاطر هوش تیز، عمق فلسفی و آمیختگی استادانه‌ی طنز با تاملات وجودی شهرت دارد. "تصویر یک سیاره" اثری کمتر شناخته‌شده اما از نظر فکری غنی است که نشان‌دهنده‌ی درگیری مداوم دورنمات با موضوعات قدرت، علم و سرنوشت بشریت است. این کتاب که در سال ۱۹۷۱ منتشر شد، تمثیلی ...
بازی استریندبرگ
بازی استریندبرگ
هزارتو (خاطره نگاری‌های دورنمات در نقد زندگی و زمانه‌اش)
هزارتو (خاطره نگاری‌های دورنمات در نقد زندگی و زمانه‌اش) فضای کلی این زندگی‌نامه در همه حال به شیوه‌ای دلنشین از نگاه شخصی و عاطفی دورنمات به آدم‌هایی رنگ می‌گیرد که به همراهشان زیسته و اندیشیده و رنج برده است، با این همه تحلیل‌هایش به گونه‌ای است که کلیدی نیز برای درک آثار او به دست می‌دهد.
مشاهده تمام رمان های فردریش دورنمات
مجموعه‌ها