۱۰ رمان
دیوید آلموند نویسنده انگلیسی ادبیات کودک و نوجوان است؛ نویسندهای شاعرانه که مرز واقعیت، راز و خیال را آرام جابهجا میکند.
او در شمال شرق انگلستان به دنیا آمد و فضای همان منطقه، با خانهها، معدنها و چشماندازهایش، در آثارش دیده میشود.
رمان «اسکلیگ» نام او را جهانی کرد؛ داستانی که در آن یک کشف عجیب به تجربهای درباره ترس، امید و رشد تبدیل میشود.
آلموند کودک را با پرسشهای عمیق روبهرو میکند، اما پاسخها را ساده و آماده تحویل نمیدهد.
نثر او نرم، ...
گل
غریبهای در شهر است؛ استفان رز.
پوستش سفید سفید و چشمهایش به یادماندنی است و بوی زنندهای دارد. پدر و مادر ندارد. رفیقی ندارد. آمده است تا با مری دیوانه زندگی کند.
دربارهاش حرفهای و شایعههای فراوانی برسر زبانهاست.
اما یک چیز حتما درست است؛ در موجودات زشتی که او با گل درست میکند، جادویی وجود دارد.
آیا دیوی و گئوردی باید از ...
وحشی
آن روز حس میکردم خودم درست درون داستان وحشی هستم، همانطور که وحشی درست درون من زندگی میکرد. اصلا حواسم به درس نبود. وانمود میکردم به درس گوش میدهم، وانمود میکردم دارم کارم را انجام میدهم اما به محض اینکه چشمم را میبستم، سر از جنگل درمیآوردم و او هم با من بود. انتهای غار او، کنار آتش بودم. از ...
قصه انجلینو براون
برای برت و بتی براون یک پری کوچک آمده است. عجیب نیست؟
اما همه از آمدن او خوشحال نیستند.
مواظب پشت سرت باش،برت!
مواظب پشت سرت باش، بتی!
شیطان در راه است.
بت براون هنگام راندن اتوبوسش میفهمد یک پری توی جیب روی سینهاش است.
به نظر دوستان برت و بتی، او قشنگ است.
به نظر بچههای مدرسه یعنی نانسی، جک و آلیس هم همینطور.
اما خانم مول، ...
چشم بهشتی
داستانی جذاب از فرار پر ماجرای سه کودک از مرکز نگهداری کودکان بی سرپرست است. بچهها میگریزند و در انباری قدیمی، کودکی عجیب را ملاقات می کنند و...
بندبازان
در اتاقم مینوشیدم و هالی کنارم بود. موسیقی گوش میدادیم و او ترانهها را زمزمه میکرد و در رویای آزادی خود بودیم، دست همدیگر را میگرفتیم. همدیگر را کشف میکردیم و نمیدانستیم آیا میتوان اسم آن را عشق گذاشت یا نه.
میخواندیم، میخوردیم و بیشتر و بیشتر و عمیقتر همدیگر را میشناختیم، به دنبال آن سرزمین دور و ناشناختهای بودیم که ...