«در قرنطینه» کتابی نوشته سباستین فیتسک، نویسنده و روزنامهنگار آلمانی است. این اثر در دسته ادبیات داستانی معمایی-جنایی با موضوعی روانشناسانه قرار میگیرد. این رمان درباره پدری است که از یک سال پیش کودک شش ساله خود را گم کرده و حالا برای پیدا کردن ردی از پسرش، در بیمارستان روانی که قاتل زنجیرهای در آن به سر میبرد بستری میشود تا با نزدیک شدن به قاتل از او درباره قتل پسرش اعتراف بگیرد. مکس برخوف شش ساله از یک سال پیش در برلین ناپدید شده و پلیس هیچ رد و نشانی از او ندارد. در این میان قتلهای سریالی فراوانی در برلین رخ دادهاند. در آخرین جنایات انجام شده، دو کودک و مادر آنها به شکلی وحشیانه به قتل میرسند. پلیس با یافتن سرنخهایی موفق به دستگیری مجرم پرونده قتلهای زنجیرهای که مردی به نام گیدو است میشود. گیدو زندانی میشود و شواهد و مستندات فراوانی وجود دارد که گیدو قتلها را انجام داده است اما قاتل به توصیه وکیلش سکوت میکند و در دادگاه درباره شناخت مقتولان اظهارنظری نمیکند. وکیل برای تاخیر انداختن مجازات موفق میشود حکم داشتن بیماری روانی گیدو را بگیرد و او را در مرکزی روانی بستری کند. در این میان پدر مکس به گیدو مشکوک میشود و تا حدودی مطمئن است که پسر شش سالهاش هم به وسیله گیدو به قتل رسیده است. اما گیدو سکوت کرده و درباره قتل مکس اعتراف نمیکند در حالی که مدارک فراوانی وجود دارد که گیدو، مکس را به قتل رسانده است. پدر مکس برای پیدا کردن جنازه پسرش و مطمئن شدن از قتل او به وسیله گیدو با همدستی یکی از دوستان خود پروندهای ساختگی از بیماری روانی خود تهیه میکنند و در مرکز روانی که گیدو تحت درمان است، بستری میشود. او تصمیم گرفته تا با نزدیک شدن به گیدو او را وادار به اعتراف به قتل مکس کرده و نشانی جایی که جنازه را مخفی کرده را از او بگیرد.