کتاب «اسطوره هگل و روش آن: نقدی بر مدعیات کارل پوپر» نوشتهی والتر کوفمان، در اصل مقالهای نسبتا طولانی از نویسنده است که به فارسی ترجمه شده است. وی در این مقاله به سراغ یکی از ماندگارترین مناقشات فلسفهی قرن بیستم میرود: آیا هگل واقعا فیلسوف دولت مطلق، ملیگرایی افراطی و دشمن فردیت بود، یا این تصویر حاصل سوءتفاهمها و نقلقولهای ناقص است؟ بخش مهمی از کتاب به نقد تفسیر مشهور کارل پوپر در «جامعهی باز و دشمنان آن» اختصاص دارد؛ تفسیری که تأثیر فراوانی بر نگاه انگلیسیزبانان به هگل گذاشت. بنابر تفسیر نویسنده، بسیاری از داوریهای رایج دربارهی هگل بر پایهی خواندن گزینشی متون یا بیتوجهی به اصطلاحات تخصصی دستگاه فلسفی او شکل گرفتهاند. او استدلال میکند بسیاری از چهرههای تاریخ اندیشه به مرور زمان به «اسطوره» تبدیل میشوند؛ تصویری سادهشده از آنان جایگزین آثار واقعیشان میشود و نسلهای بعدی به جای مواجهه با متن، با همان تصویر از پیش ساختهشده گفتوگو میکنند و هگل یک نمونهی اعلا از این اسطورهسازیها است. یکی از جذابترین جنبههای کتاب، توضیح مفاهیمی است که معمولا در بحثهای مربوط به هگل بدفهمیده میشوند. برای مثال، نویسنده به عبارت مشهور «آنچه عقلانی است، واقعی است و آنچه واقعی است، عقلانی است» میپردازد؛ جملهای که بارها به عنوان توجیه وضع موجود یا دفاع از قدرت سیاسی تفسیر شده است. او استدلال میکند که در زبان فلسفی هگل، «واقعی» معنایی فنی و متفاوت از معنای روزمره دارد و نمیتوان آن را به سادگی معادل هر آنچه موجود است دانست. به همین ترتیب، در بحث دولت، آزادی، تاریخ و جنگ نیز کافمن میکوشد میان آنچه هگل نوشته و آنچه منتقدان به او نسبت دادهاند تمایز بگذارد. همچنین باید دقت کرد، کسانی که به دنبال شرحی جامع از کل نظام فلسفی هگل هستند، در اینجا آن را نخواهند یافت. هدف کافمن معرفی کامل فلسفهی هگل نیست، بلکه نقد یک تصویر مسلط از او، یعنی اسطورهی هگل، است. از سوی دیگر، تمرکز شدید بر پوپر و مفسران خاص ممکن است برای خوانندگانی که با زمینهی این مناقشه آشنا نیستند، تا حدی دشوار باشد. در مجموع، برای علاقهمندان فلسفهی آلمانی، تاریخ اندیشهی سیاسی و بحثهای مربوط به تفسیر متون فلسفی، این کتاب نه فقط دفاعی از هگل، بلکه درسی دربارهی شیوهی خواندن و داوری در تاریخ فلسفه است.