"سفر دریایی" اثر آنا زگرس، که در سال ۱۹۷۱ منتشر شد، یکی از واپسین و تأملبرانگیزترین رمانهای اوست؛ اثری که حافظهی فردی را با نگرشی ژرف به تاریخ و تبعید در هم میتند. این داستان با نگاهی انسانی و چندلایه به مضامین بازگشت، عشق، و هویت میپردازد؛ مفاهیمی که در سراسر آثار زگرس، بهویژه پس از بازگشتش از تبعید، پژواکی ماندگار دارند. داستان بر عرشهی یک کشتی باری لهستانی آغاز میشود که در میانهی دههی ۱۹۵۰، از برزیل عازم جمهوری دموکراتیک آلمان است. مهندس فرانتس هامر، که پس از مأموریتی فنی در آمریکای جنوبی به خانه بازمیگردد، در این سفر با دکتر ارنست تریبل، متخصص طب سنتی، آشنا میشود. تریبل در خلال این عبور، پرده از گذشتهای برمیدارد که در آن به عشقی نافرجام با ماریا لوئیزا ویگاند، زنی برزیلی-آلمانیتبار، گرفتار بوده است. این رابطه، در بستر تنشهای فرهنگی و سیاسی، بدل به آینهای میشود که در آن تجربهی تبعید، بیگانگی و اشتیاق برای بازگشت بازتاب مییابد. زگرس از ساختار روایی دوگانهای بهره میگیرد: داستان قابدار سفر دریایی و روایت درونی گذشتهی تریبل. این تلفیق به او امکان میدهد تا در مرز میان تاریخ شخصی و حافظهی جمعی حرکت کند و نشان دهد چگونه رخدادهای سیاسی، عواطف و تصمیمات فردی را رقم میزنند. عبور از اقیانوس اطلس نهفقط سفری فیزیکی که تمثیلی است از دگرگونیهای درونی؛ سفری از بیریشگی به بازشناسی خویشتن. زگرس که خود تجربهی تلخ تبعید از آلمان نازی و بازگشت به زادگاه را زیسته بود، با نگاهی صمیمی و بیتکلف، این روایت را به فضای احساسی بازگشت و دشواریهای ادغام دوباره در جامعه پیوند میزند. قلم او آرام، متفکرانه و ژرفنگر است و شخصیتهایش با پیچیدگیهای درونی زنده میشوند. رمان "سفر دریایی" بهسبب لحن غنایی، روایت تأملی و عمق تاریخیاش مورد تحسین منتقدان قرار گرفت و در سال ۱۹۸۴ بهصورت یک فیلم تلویزیونی نیز اقتباس شد. در "سفر دریایی"، آنا زگرس با زبانی فشرده و حساس، داستانی دربارهی جستجوی مداوم برای عشق، وطن، و معنا در دل آشوبهای قرن بیستم میآفریند.