«هشدار خرسی (در مدرسه شبانه روزی)» نوشتهی نینا وگر جلد سوم از مجموعهی «باشگاه دختران قهرمان» و مناسب مخاطبان کودک و نوجوان است. این مجموعه رمان فانتزی در یک مدرسهی شبانهروزی میگذرد و به ماجراها و چالشهای زندگی سه دختر؛ فلو، پینا و بلانکا میپردازد که شخصیتهای اصلی داستان هستند. این مدرسه برای ثبتنام شرایط خاصی دارد و هر کسی نمیتواند در آن درس بخواند. «آدمربایی در مدرسهی شبانه روزی» و «خیانت در مدرسهی شبانه روزی» جلدهای اول و دوم این مجموعه هستند. «هشدار خرسی» تلاشهای سه دختر قهرمان مدرسهی ایمپراتریکس را برای نجات جان یک خرس روایت میکند. قرار است به زودی مسابقهی انتخاب بهترین کندوی عسل در مدرسهی شبانهروزی ماتیلدا ایمپراتریکس برگزار شود. چیزی به زمان مسابقه نمانده اما یک نفر بعضی از کندوها را خراب کرده؛ کندوهایی که متعلق به تیم چارلی، خواهر کوچک فلو هستند. چارلی خیلی عصبانی است و گمان میکند، خراب شدن کندوها کار تیم رقیب است. اما وقتیکه پای فلو، پینا و بلانکا به ماجرا باز میشود، همهچیز تغییر میکند. کار پینا در ردزنی خیلی خوب است. او ردپاهای کوچک یک خرس را روی زمینهای اطراف پیدا میکند. اما آنها اثری از ردپای خرس مادر پیدا نمیکنند. این موضوع برایشان عجیب است؛ چون در حالت عادی مادر و بچهخرس نباید از هم جدا باشند. دخترها در اینترنت به دنبال خبری از خرس مادر میگردند و در خبرها میخوانند که هفتهی پیش، در حدود هشتادکیلومتری منطقه، وقتی میخواستهاند یک خرس را بیهوش کنند؛ خرس مادر هنگام انجام عملیات مرده و بچهاش فرار کرده است. حالا بچهخرس تنها و گرسنه است و هیچ ترسی از نزدیک شدن به آدمها ندارد. پینا میداند زندگی بدون پدر و مادر چقدر سخت است، چون این بلا سر خودش هم آمده، بنابراین زندگی خرس برایش بااهمیت میشود. اما بچهخرس خطرناک شده و وحشت در دل بچههای مدرسهی شبانهروزی افتاده است. از طرف دیگر، چند کشاورز میخواهند بچهخرس را شکار کنند. فلو، پینا و بلانکا دست به کار میشوند تا هرطور شده، جان این بچهخرس را نجات بدهند. «هشدار خرسی (در مدرسه شبانه روزی)» داستانی جذاب و لطیف دارد که در آن احساسات و عواطف انسانی برجسته است و بچهها از خواندن آن لذت میبرند و یاد میگیرند با حیوانات مهربان باشند.