کتاب «آغازین بنیادهای متفایزیکی منطق با رهسپار شدن از لایبنیتس» از مجموعه درسگفتارهای هایدگر است با محوریت بررسی ارتباط منطق و فلسفه (متافیزیک) با توجه به نظریات لایبنیتس، فیلسوف هلندی و عقل گرای قرن هجدهم. به عبارت دقیق تر، این اثر که از آخرین دوره سخنرانی هایدگر در ماربورگ در تابستان 1928 سرچشمه گرفته است، بررسی انتقادی منطق سنتی و منطق مدرن در پرتو مسئله هستی است. اینکه هایدگر برای این مهم به سراغ لایبنیتس رفته است، جدای از اینکه او یک ریاضیدان، منطق دان و فیلسوف بود، تنها دلایل تاریخی ندارد. هایدگر از لایبنیتس به عنوان سکوی پرشی برای منتقل شدن به نظریات خود بهره می گیرد. به عبارت دیگر، هایدگر، فهم لایبنیتس از متافیزیک و منطق مقدمه ای برای بیان اصول بنیادی منطق خود قرار می دهد. کتاب به دو بخش اصلی تقسیم شده است. بخش اول بر روی آراء لایبنیتس متمرکز است. هایدگر مفاهیم خاص لایبنیتس، مانند اصل دلیل کافی و مفهوم مونادها را به دقت بررسی می کند تا زیربنای متافیزیکی تفکر منطقی را آشکار کند. بخش دوم، که گسترده تر و طولانی تر است، به پرسش های سیستماتیکی می پردازد که برای هایدگر بین تدوین دو کتاب «هستی و زمان» و «در ذات بنیاد» به وجود آمد. به طور خاص تر، این بخش به بررسی شرایط هستیشناختی منطق و ماهیت حقیقت پرداخته و گامهای اولیهای که در «هستی و زمان» برداشته شده است را برای نشان دادن اولویت هستیشناسی بر منطق پیش میبرد. هایدگر ذیل دیدگاه پدیدارشناختی خود، نظرگاه سنتی در باب منطق به عنوان ابزاری برای استدلال را نقد کرده و در عوض بیان می کند که منطق عمیقا در همان پرسش های بنیادین هستی شناختی ریشه دارد. در واقع مشخصه کار فلسفی هایدگر، همیشه، زیر سوال بردن مفروضات تاریخ فلسفه غرب بوده است و در این مورد نیز با نقد انگاره ابزارگون منطق، در صدد است تا اثبات کند که چگونه مبانی متافیزیک منطق برای تفکر فلسفی تعیین مسیر می کند.