کتاب «هردر، روشنگری و ضدروشنگری» نوشته آیزایا برلین به بررسی دیدگاههای دو فیلسوف مهم قرن هجدهم، جیووانی باتیستا ویکو و یوهان گوتفرید هردر میپردازد. این کتاب به تحلیل انتقادی ایدههای آنها در برابر جنبش روشنگری میپردازد و نشان میدهد چگونه هر کدام از این متفکران مخالف ایدههای عقلگرایانه و جهانیسازی روشنگری بودند. ویکو و هردر هر دو بر اهمیت تفاوتهای فرهنگی و تاریخی تأکید داشتند و آن را در تضاد با دیدگاههای عامگرایانه و عقلمحور روشنگری قرار میدادند. بخش اول کتاب به اندیشههای ویکو اختصاص دارد که بهویژه به عنوان بنیانگذار فلسفه تاریخ شناخته میشود. ویکو برخلاف فلسفه عقلگرایانه دکارت، تأکید داشت که تاریخ بشری نمیتواند به صورت خطی و پیشبینیپذیر تحلیل شود. او بر این باور بود که تاریخ یک چرخه است و برای فهم آن باید به فرهنگها و زبانها توجه کرد. ویکو بهطور خاص تأکید میکند که انسانها باید از "علوم جدید" برای درک بهتر گذشته استفاده کنند. بخش دوم کتاب به بررسی هردر میپردازد که او نیز نقدهایی مشابه به ویکو داشت، او به جای تأکید بر عقلگرایی و قوانین جهانی، بر تنوع فرهنگی و اهمیت احساسات انسانی تأکید میکرد و معتقد بود که هر فرهنگ ویژگیها و هویت خاص خود را دارد و نمیتوان آنها را با معیارهای یکسان قضاوت کرد. هردر از این منظر به نوعی پیشگام رمانتیسیسم و ناسیونالیسم فرهنگی شناخته میشود. در انتها برلین به بررسی این دو دیدگاه در برابر ایدههای روشنگری میپردازد و نشان میدهد که چگونه هردر و ویکو با تأکید بر تفاوتهای فرهنگی، تاریخ و احساسات، به نوعی زمینهساز انتقاد از روشنگری شدند. برلین با تحلیل دقیق و روشن اندیشههای این دو متفکر، تأثیرات آنها بر اندیشههای مدرن را نشان میدهد.