ستاره‌ی دنباله دار

(Shoting Star)

نمایشنامه‌ی «ستاره‌ی دنباله‌دار» نوشته‌ی استیون دایتز، اثری دو‌نفره، صمیمی و شخصیت‌محور است که با تکیه بر گفت‌وگو، خاطره و مواجهه‌ی ناگهانی گذشته و حال، به یکی از تجربه‌های آشنای انسانی می‌پردازد: روبه‌رو شدن با عشقی قدیمی پس از گذشت سال‌ها. این نمایش که نخستین‌بار در سال ۲۰۱۰ منتشر شد، برای یک بازیگر زن و یک بازیگر مرد نوشته شده و در دو پرده، طی حدود نود دقیقه اجرا می‌شود. سادگی ساختار و تمرکز کامل بر شخصیت‌ها، آن را به متنی محبوب برای اجراهای تئاتری کم‌پرسوناژ و مبتنی بر بازیگری بدل کرده است. داستان در یک شب برفی در فرودگاهی در غرب میانه‌ی آمریکا می‌گذرد؛ جایی که پروازها به‌دلیل شرایط جوی لغو شده‌اند و دو مسافر ناچارند ساعاتی طولانی را در انتظار بگذرانند. این دو نفر، النا کارسون و رید مک‌آلیستر، در ابتدا غریبه به‌نظر می‌رسند، اما خیلی زود روشن می‌شود که سال‌ها پیش، در دوران دانشجویی دهه‌ی هفتاد میلادی، عاشق یکدیگر بوده‌اند. دیدار دوباره‌ی آن‌ها کاملا تصادفی است، اما همین تصادف، دریچه‌ای به گذشته‌ای باز می‌کند که هنوز کاملا بسته نشده است. النا زنی است که تا حد زیادی به روحیه‌ی آزاداندیش، غیرمتعارف و آرمان‌گرای جوانی‌اش وفادار مانده؛ زنی که مسیر زندگی‌اش را خارج از قالب‌های رایج اجتماعی انتخاب کرده و بهای آن را نیز پرداخته است. در مقابل، رید مردی است که زندگی‌ای منظم، قابل پیش‌بینی و حرفه‌ای برای خود ساخته؛ وارد ساختارهای اقتصادی و اجتماعی شده و ظاهرا با انتخاب‌هایش کنار آمده است. همین تفاوت بنیادین، بستر اصلی گفت‌وگوها و تنش‌های نمایش را شکل می‌دهد. با طولانی شدن شب، میان شوخی‌ها، خاطره‌بازی‌ها، نوشیدن الکل و انتظارهای فرساینده، گفت‌وگوها به‌تدریج عمیق‌تر می‌شوند. آن‌ها از آن‌چه بوده‌اند، آن‌چه می‌خواستند باشند و آن‌چه اکنون هستند سخن می‌گویند. خاطرات عاشقانه‌ی جوانی، حسرت‌ها، سوءتفاهم‌ها و زخم‌هایی که هرگز کاملا التیام نیافته‌اند، یکی‌یکی به سطح می‌آیند. نمایش نه به‌دنبال احیای ساده‌ی یک عشق قدیمی است و نه قصد داوری درباره‌ی درست یا غلط بودن انتخاب‌ها را دارد؛ بلکه بیشتر می‌پرسد زمان با انسان چه می‌کند و انسان با رویاهایش چه کرده است. یکی از محورهای اصلی نمایش، نوستالژی و حافظه است. گذشته در این اثر نه صرفا به‌عنوان خاطره‌ای شیرین، بلکه به‌مثابه نیرویی زنده و گاه مزاحم حضور دارد؛ نیرویی که می‌تواند هویت کنونی انسان را به چالش بکشد. در کنار آن، تضاد میان آرمان‌گرایی و عمل‌گرایی، یا به تعبیر دیگر، میان زیستن بر اساس ارزش‌های جوانی و سازش با واقعیت‌های بزرگسالی، به‌طور مداوم در گفت‌وگوهای دو شخصیت بازتاب می‌یابد. فرودگاه گرفتار در برف، نقشی نمادین دارد: فضایی معلق میان رفتن و ماندن، گذشته و آینده، تصمیم و تعلیق. این وضعیت به شخصیت‌ها امکان می‌دهد بی‌آن‌که فورا ناچار به انتخاب باشند، صادقانه‌تر با خود و یکدیگر روبه‌رو شوند. لحن نمایش اغلب طنزآمیز است؛ شوخی با موسیقی‌ها، مدها و شعارهای دهه‌ی هفتاد، خنده می‌آفریند، اما این طنز همواره با اندوهی آرام و تأمل‌برانگیز همراه است. از نقاط قوت «ستاره‌ی دنباله‌دار» تمرکز دقیق بر شخصیت‌پردازی و دیالوگ‌نویسی است. نمایش کاملا بر توان بازیگران استوار است و بدون پیچیدگی‌های روایی یا صحنه‌آرایی، بار عاطفی خود را منتقل می‌کند. در عین حال، همین تمرکز محدود ممکن است برای برخی مخاطبان که به‌دنبال روایت پرحادثه یا چندلایه‌اند، دامنه‌ی اثر را محدود جلوه دهد. در مجموع، «ستاره‌ی دنباله‌دار» نمایشی است درباره‌ی گذر زمان، انتخاب‌های زندگی و مواجهه‌ی انسان با نسخه‌های پیشین خودش. استیون دایتز با زبانی ساده، صمیمی و دقیق، نشان می‌دهد که بعضی دیدارها-حتا اگر کوتاه و اتفاقی باشند-می‌توانند مثل شهابی گذرا، نوری بر بخش‌هایی از زندگی بیندازند که گمان می‌کردیم برای همیشه خاموش شده‌اند.

دیدآور
9786001042812
۱۴۰۴
۸۴ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
استیون دایتز
صفحه نویسنده استیون دایتز
۲ رمان Isaac Asimov was a Russian-born, American author, a professor of biochemistry, and a highly successful writer, best known for his works of science fiction and for his popular science books.

Professor Asimov is generally considered the most prolific writer of all time, having written or edited more than 500 books and an estimated 90,000 letters and postcards. He has works published in nine of the ten major categories of the Dewey Decimal System (lacking only an entry in the 100s category ...
دیگر رمان‌های استیون دایتز
از چپ به راست
از چپ به راست اسکات زن من که تو حتا نمی‌شناسیش ـ واقعا نمی‌شناسیش ـ تو تموم این سال‌ها هیچ‌وقت سعی هم نکردی رانی ـ واقعا نکردی ـ کریسمس، روز اول سال نو، جشن‌تولدهای کنار دریاچه ـ تو تموم این سال‌ها تو هیچ‌وقت حتا سعی هم نکردی که باهاش آشنا بشی ـ ران هی ـ اسکات آدم‌هایی مثل تو ـ ...
مشاهده تمام رمان های استیون دایتز
مجموعه‌ها