کتاب «گفتوگوهای صمیمانه با الوهیت» به قلم کارولین میس، برخلاف کتابهای رایج خودیاری یا معنویت، مجموعهای از نیایشها و تأملات شخصی است. نویسنده سالها در حوزههای معنویت، الهیات و عرفان و آنچه خودش «انرژیدرمانی» مینامد، فعالیت کرده است. هدف وی در این اثر وارد کردن جدی نیایش و دعا به زندگی روزمرهی انسانها است، چیزی که ذیل «گفتوگو با الوهیت» در عنوان کتاب ذکر شده است. محتوای کتاب مملو از این گفتوگوها است. هر کدام از آنها حول یک وضعیت انسانی، بحران روحی یا نیاز درونی شکل گرفته: ترس، خشم، اندوه، تنهایی، امید، شفقت، سکوت، اعتماد، بخشش یا تابآوری. این گفتوگوها قرار نیست صرفا درخواستکردن یا تکرار جملات مقدس باشد، بلکه تلاشی برای پیدا کردن زبان شخصی در روند نیایش و دعاکردن است. به باور نویسنده، انسان مدرن، حتی اگر مذهبی باشد، تا حد زیادی «زبان دعا» را از دست داده است. او معتقد است بسیاری از آدمها فقط در لحظههای بحرانی یا رعبآور دعا میکنند و رابطهای زنده و مداوم با امر قدسی ندارند. به همین دلیل، کتاب مدام سعی میکند دعا را از حالت رسمی و آیینی بیرون بیاورد و آن را به تجربهای روزمره، شخصی و درونی نزدیک کند. در بعضی نیایشها لحن کتاب بسیار مستقیم و ساده است؛ مثلا نویسنده دربارهی ترس از آینده، فرسودگی روانی، احساس گناه یا اضطراب جمعی صحبت میکند. در بعضی بخشهای دیگر، متن حالتی عرفانیتر پیدا میکند و به سکوت، حضور الهی یا شفقت جهانی میرسد. گفتنی است که کتاب در دوران همهگیری کرونا نوشته و منتشر شد و فضای آن تا حدی تحت تأثیر همان اضطراب جمعی است. در بخشهای مختلف، نویسنده از بحران، فروپاشی روانی، ترس و نیاز به نوعی استقامت معنوی حرف میزند. همین مسئله باعث شده بسیاری از گفتوگوهای کتاب، بهجای پرداختن به مفاهیم انتزاعی صرف، به وضعیتهای ملموس انسانی نزدیک باشند؛ از سوگواری و بیماری گرفته تا خستگی روانی و احساس بیپناهی. در نهایت، باید افزود که ساختار کتاب که متشکل از گفتوگوهای کوتاه است که این امر خواندن مدوام و روزمرهی آن را برای مخاطبان ممکن کرده است.