کتاب «سفر با چارلی» نوشتهی جان اشتاینبک سفرنامهای منحصربهفرد و تأملبرانگیز است که در سال ۱۹۶۲ منتشر شد. اشتاینبک، نویسندهی برندهی نوبل ادبیات، در سن ۵۸سالگی و پس از سالها زندگی در نیویورک و سفر به اروپا احساس کرد از مردم و تغییرات کشور خودش دور افتاده است. او برای پاسخ به این پرسش که «امروزه آمریکاییها چه جنس آدمهایی هستند؟» تصمیم گرفت سفری طولانی را آغاز کند. اشتاینبک با یک وانت GMC که به خانهی متحرک تبدیل کرده بود و نام روسینانته (به یاد اسب دونکیشوت) بر آن گذاشت، به همراه چارلی سگ پودل فرانسویاش، سفری تقریبا 16 هزار کیلومتری را در سراسر آمریکا آغاز کرد. این سفر از نیویورک و نیوانگلند شروع شد و با گذر از شمال شرقی، غرب، کالیفرنیا، جنوب غربی، تگزاس و جنوب عمیق، دوباره به نیویورک بازگشت. اشتاینبک در این سفر نه بهدنبال جاذبههای توریستی بود، بلکه میخواست با مردم عادی، کارگران، کشاورزان، رانندگان کامیون و افراد ناشناس صحبت کند و نبض جامعهی آمریکا را از نزدیک حس کند. چارلی در این سفر نقشی فراتر از یک همراه ساده داشت؛ او بهعنوان یخشکن اجتماعی عمل میکرد و به اشتاینبک اجازه میداد بهراحتی با غریبهها ارتباط برقرار کند. گفتوگوهای ذهنی و گاهی طنزآمیز اشتاینبک با چارلی، تنهایی عمیق او را در شبهای تاریک کاروان برملا میساخت. او در طول مسیر، تغییرات اجتماعی و فرهنگی آمریکا در دههی ۱۹۶۰ را مشاهده کرد: از صنعتیشدن و مصرفگرایی گرفته تا تنهایی و نژادپرستی. اشتاینبک با نگاهی دقیق و حساس، از نابودی لهجههای بومی و فرهنگهای محلی زیر چرخهای مدرنیزاسیون سخن میگفت و از اینکه میدید مصرفگرایی جای همبستگیهای انسانی گذشته را گرفته نگران بود. یکی از ابعاد این سفر مواجههی دردناک اشتاینبک با آمریکایی بود که دیگر با رویاهای جوانی او همخوانی نداشت. او در ایالتهای جنوبی با تنشهای نژادی شدید و تظاهرات حقوق مدنی روبهرو شد و از نزدیک شاهد نفرت عمیق حاکم بر فضای این مناطق بود. این تجربه او را بهشدت منزجر و در بخشهای پایانی کتاب اعتراف کرد دیگر توانایی جذب هیچ تصویر جدیدی را ندارد و سفرش عملا پیش از رسیدن به مقصد نهایی، در ذهن او تمام شده است. «سفر با چارلی» صرفا یک توصیف جغرافیایی ساده از شهرهای آمریکا نیست، بلکه مکاشفهای درونی و مرثیهای برای دورانی در حال گذار است. هرچند بعدها برخی محققان فاش کردند اشتاینبک بخشهایی از این سفر و دیالوگها را داستانسرایی کرده و بیشتر شبها را در هتلهای لوکس گذرانده است، اما ارزش ادبی و بینش جامعهشناختی این اثر همچنان پابرجا باقی میماند. این کتاب که با لحنی صمیمی، طنزآمیز و گاهی غمگین نوشته شده، ترکیبی از سفرنامه، خاطرات شخصی، مشاهدهی اجتماعی و جستوجوی فلسفی است. اشتاینبک در «سفر با چارلی» نشان میدهد چگونه انسانها در مسیر توسعهی صنعتی و تکنولوژیک، بخشی از هویت، آرامش و پیوندهای عمیق انسانی خود را در غبار جادهها گم میکنند.