یک سال با پدرم

(Une année avec mon père)

در اتاقم، مشغول نوشتن هستم. از پنجره به بیرون نگاه می‌کنم، به شب تاریک، به دریای عمیق، به چراغ‌های هتل روبه‌رو و صدای قدم‌زدن پدرم را می‌شنوم، در طبقه پایین. و نیز صدای سرفه‌هایش را مثل دوره بچگی. دست‌هایم را روی گوشم می‌گذارم، صداها مرا می‌ترسانند… نوشتن تلاشی است برای نزدیک شدن به خط مرزی که شخصی‌ترین رازها پیرامون انسان، حد و حدود آن را ترسیم می‌کند و تخطی از آن به منزله خود ویرانگری است. نوشتن تلاشی است برای اطمینان از اینکه این خط مرزی فقط به شخصی‌ترین رازهایی مربوط می‌شود که اغلب چیزی جز شرمساری نیستند، کاستی‌هایی اند که اعتراف به آن‌ها سخت است… من هیچ‌گاه از مبارزه مستمر نویسنده برای نزدیک شدن به حقیقت خود دست نمی‌کشم. باید فقط از معیارهای خویش پیروی کرد، باید همه سوال‌های مدنی و ادبی را تنها در یک سوال تجمیع کرد، ولو آن سوال مسئله‌ساز باشد.

هوما
9786229003534
۱۴۰۳
۱۷۲ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول