Tropic Of Cancer

(Tropic Of Cancer)

رمان «مدار رأس‌السرطان» نوشته‌ی هنری میلر، نخستین بار در سال ۱۹۳۴ در پاریس منتشر شد؛ اثری که به‌واسطه‌ی صراحت بی‌پرده‌اش درباره‌ی جنسیت، فقر، فلسفه و آزادی، به‌سرعت در کشورهای انگلیسی‌زبان ممنوع شد و تا دهه‌ها بعد از آن، موضوع داغ پرونده‌های سانسور بود. این رمان، نوعی خودزندگی‌نامه‌ی ادبی به شمار می‌آید؛ روایتی اپیزودیک و بی‌ساختار که در قالبی جریان‌محور و مدرنیستی، تجربه‌های نویسنده را در پاریس اوایل دهه‌ی ۱۹۳۰ به تصویر می‌کشد. نسخه‌ی آمریکایی کتاب تا سال ۱۹۶۱ منتشر نشد، و تنها پس از حکم تاریخی دیوان عالی آمریکا در ۱۹۶۴، به‌طور رسمی از اتهام وقاحت رهایی یافت و به نمادی از پیروزی آزادی بیان تبدیل شد. «مدار رأس‌السرطان» را نمی‌توان در قالب رمانی با طرح داستانی متعارف گنجاند. میلر با نثری سیال، صریح و گاه شهوانی، تصویر زندگی بی‌ریشه و بی‌قرار راوی‌اش را در محله‌های فقیرنشین مونپارناس بازمی‌آفریند. روایت، سرشار از اپیزودهایی درباره‌ی گرسنگی، دوستی، سرگردانی، فلسفه‌ورزی و روابط جنسی است، اما در پس این ظاهر رئالیستی و بی‌پروا، پرسش‌های عمیق‌تری درباره‌ی هستی، فردیت و قراردادهای اجتماعی نهفته است. شخصیت‌هایی همچون مونا، کارل، ون نوردن، فیلمور، مولدورف و السا، نه صرفا دوستان و معشوقان، بلکه آینه‌هایی از بیگانگی و تمایل به گسستن از هنجارهای تثبیت‌شده‌اند. از منظر سبک، این کتاب نمونه‌ای درخشان از نثر مدرنیستی و بی‌سانسور آمریکاست. میلر، با لحن خشم‌آلود و در عین حال سرشار از شوخ‌طبعی هستی‌شناسانه، خواننده را وارد دنیایی می‌کند که در آن مرز میان آزادی و تباهی، حقیقت و بی‌قیدی، همواره در نوسان است. پاریس در این اثر، تنها یک مکان جغرافیایی نیست، بلکه شخصیت زنده‌ای است که شور، فقر، شهوت و خلق را با هم درآمیخته است؛ شهری که فاحشه‌خانه‌ها، کافه‌ها و خانه‌های محقر، صحنه‌های مواجهه‌ی فرد با هستی برهنه را می‌سازند. تم‌های اصلی کتاب عبارتند از طغیان علیه اخلاق‌گرایی بورژوایی، ستایش بی‌پرده‌ی میل جنسی، بیگانگی انسان مدرن و جست‌وجوی هویت اصیل. میلر آشکارا به نقد سانسور، نهادهای اخلاقی و تناقضات تمدن غرب می‌پردازد. او به جای پنهان کردن میل و شرم، آن‌ها را به عرصه‌ی ادبی می‌کشد و در کنار آن، از تنهایی، آزادی و پوچی نیز سخن می‌گوید؛ عناصر بنیادینی که بعدها در فلسفه‌ی اگزیستانسیالیسم پژواک یافتند. همین ویژگی‌ها سبب شد نویسندگانی چون جرج اورول، آلن گینزبرگ و ویلیام باروز از میلر تأثیر بپذیرند؛ اورول او را «تنها نویسنده‌ی نثر خلاق در زمانه‌اش» دانست و بکت، «مدار رأس‌السرطان» را یک «رویداد در تاریخ نویسندگی مدرن» خواند. اما این اثر، تنها به‌دلیل سبک و لحن خاصش مهم نیست. اهمیت تاریخی و فرهنگی آن در مبارزه با سانسور نیز چشمگیر است. انتشار آن در آمریکا باعث بیش از ۶۰ پرونده‌ی حقوقی درباره‌ی تعریف ادبیات مستهجن شد، و در نهایت، حکم دیوان عالی به نفع کتاب، نقطه‌ی عطفی در تاریخ آزادی بیان به شمار می‌رود. از آن پس، مرزهای آنچه می‌توان نوشت، خواند و منتشر کرد، برای همیشه تغییر کرد. «مدار رأس‌السرطان» برای خوانندگانی که به آثار خودزندگی‌نامه‌ای، تاریخ سانسور، اگزیستانسیالیسم، و فرم‌های غیرمتعارف داستان‌نویسی علاقه‌مندند، اثری ضروری است. این کتاب ساده‌خوان نیست؛ ساختار روایی‌اش تکه‌تکه و بی‌ثبات است، اما سرزندگی و فوریت تجربه‌های شخصی، آن را به متنی فراموش‌نشدنی بدل می‌سازد. در نهایت، میلر با صدای منحصر به‌فرد خود، ادبیاتی می‌آفریند که نه‌تنها روایتی از یک زندگی است، بلکه بیانیه‌ای در ستایش رهایی، میل، و هنر بی‌پرواست.

کاج بوک
9786228428055
۱۴۰۳
۲۳۳ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
هنری میلر
صفحه نویسنده هنری میلر
۱۱ رمان هنری میلر نویسنده آمریکایی است؛ چهره‌ای شورشی که مرز میان رمان، خاطره، جستار و اعتراف را در آثارش کم‌رنگ کرد. او در نیویورک به دنیا آمد و سال‌های مهمی را در پاریس گذراند؛ شهری که به آزادی نوشتاری و شکل‌گیری صدای ادبی‌اش کمک کرد. میلر از ادبیات منظم و مؤدب فاصله گرفت و تجربه بدن، فقر، میل، هنر و سرگردانی را با زبانی بی‌پروا نوشت. آثارش در زمان خود بحث‌برانگیز بودند، اما همین جسارت به تغییر نگاه به نثر شخصی و ادبیات اعترافی ...
دیگر رمان‌های هنری میلر
خواندن در توالت
خواندن در توالت به‌رغم ضرباهنگ سریع زندگی امروز، اوقات ما پر است از فراغت‌های کوتاه و فرصت‌های طلایی. اتاق انتظار پزشک و صف بانک و وقت‌هایی که توی تاکسی و مترو می‌گذرانیم، می‌تواند وقف سرک کشیدن از پنجره‌ای کوچک به جهان عجیب شاهکارهای ادبی شود. نیز، بارها اتفاق افتاده که تلاش کرده‌ایم مطالعه یکی از این شاهکارها را آغاز کنیم اما به دلیل ...
عصر آدمکش‌ها
عصر آدمکش‌ها اگر رسالت شعر بیدار کردن ما می‌بود. هر آینه می‌بایست از سال‌ها پیش بیدار شده باشیم. تنی چند بیدار شده‌اند، نباید منکر این بود. اما اکنون موضوع این است که همه مردم ـ بی‌درنگ ـ بیدار شوند، اگرچه خطر نابود شدنشان در میان باشد... بی‌شک، انسان هرگز از میان نخواهد رفت، اما فرهنگ، تمدن و طرز زندگی از میان خواهد ...
مدار راس‌السرطان
مدار راس‌السرطان برای توست که می‌خوانم، تانیا، ای کاش که می‌توانستم خوش‌تر از این بخوانم، آهنگین‌تر از این، اما در آن صورت شاید هرگز به شنیدن آوازم رضایت نمی‌دادی، تو به آواز دیگران گوش داده‌ای و آوازشان هیچ گرمایی به تو نبخشیده. آن‌ها یا بیش از حد زیبا خوانده‌اند، یا کمتر از آن‌چه انتظار داشتی. نمی‌دانم بیست و چندم اکتبر است. دیگر ...
مکس
مکس نزدیک رصدخانه مثل قبرستان ساکت است. نزدیک دیواری فرو ریخته فاحشه‌ای تنها با بی‌قراری ایستاده و آن‌قدر بی‌حال است که علامت هم نمی‌دهد. جلوی پایش توده‌ای آشغال پخش و پلا شده ـ برگ‌های مرده، روزنامه‌های کهنه، قوطی حلبی، خار و خاشاک، ته‌سیگار. به نظر می‌رسد آماده است همان‌جا، وسط آن آشغال‌ها، ولو شود و غزل را بخواند.
مشاهده تمام رمان های هنری میلر
مجموعه‌ها