آواره و چند داستان دیگر

(Contes du jour et de la nuit)

«آواره و چند داستان دیگر» مجموعه داستانی از گی دو موپاسان و شامل دوازده داستان است. موپاسان نویسنده فرانسوی در سال ۱۸۵۰ به دنیا آمد و عمر کوتاهی هم داشت. او فقط ۴۳ سال عمر کرد اما در یک دوره تقریبا ده ساله بیش از سیصد داستان کوتاه و شش رمان نوشت. سرنوشت موپاسان البته تلخ بود و او در سال‌های پایانی عمرش دچار اختلالات عصبی شد و کارش به جنون کشید و یک و سال و نیم از این عمر کوتاهش را هم در آسایشگاه روانی گذراند. موپاسان استاد مسلم داستان کوتاه و یکی از برجسته‌ترین داستان‌نویسان قرن نوزدهم جهان است. داستان گردن‌بند نوشته او یکی از مشهورترین داستان‌های کوتاه جهان است. او را متاثر از سبک ناتورالیستی زولا و رئالیسم فلوبر می‌دانند. موپاسان معتقد است که نویسنده واقع‌گرا اگر هنرمند باشد می‌کوشد از زندگی نه یک عکس پیش‌پا افتاده، بلکه تصویری کامل‌تر، موثرتر و باورکردنی‌تر از خود واقعیت نشان بدهد. موپاسان در داستان‌هایش کوشیده است تا به مسائلی چون فقر و ثروت، عشق و نفرت و همین‌طور مناسبات اجتماعی و بی‌عدالتی بپردازد. او در آثارش تصویری از مردم فرانسه در قرن ۱۹ میلادی ارائه می‌دهد و از این نظر بعد اجتماعی آثار او شاخص است و طبقات اجتماعی مختلف در داستان‌هایش حضور دارند. پایان‌های غیرمنتظره یکی از ویژگی‌های مهم داستان‌های موپاسان است. بسیاری داستان‌های موپاسان را با این ویژگی می‌شناسند. در داستان‌های این مجموعه نیز این ویژگی دیده می‌شود. حضور طنز در آثار موپاسان یکی دیگر از ویژگی‌های داستان‌های اوست اما طنز جاری داستان‌هایش طنزی تلخ و سیاه است. طنزی که لبخندی به لب خوانندگان می‌آورد اما این لبخند انگار جامی زهر نیز در خود دارد که پس از لبخندی کوتاه، کام او را تلخ می‌کند. پرداخت رئالیستی و توجه به جزییات که به شخصیت‌پردازی داستان‌هایش نیز کمک می‌کند، بخشی از سبک داستان‌نویسی موپاسان است. اما توجه به جزییات در آثارش با پرگویی همراه نیست. او با ایجاز منظورش را بیان می‌کند و فضای داستان و شخصیت‌هایش را می‌سازد و داستانش را به پیش می‌برد. برخی از داستان‌های مشهور و مهم موپاسان در مجموعه «آواره و چند داستان‌ دیگر» آمده است. داستان‌هایی چون آبگیر، یک خانواده، مهمانسرا و آواره. «آواره» که نام کتاب نیز از آن گرفته شده است، اولین داستان این مجموعه است. موپاسان در این داستان به زندگی کارگری نجار به نام ژاک راندل می‌پردازد که در یک شهر غریب به دنبال شغل است. تلاش‌های این کارگر بی‌نتیجه می‌ماند و او در شهری غریب، آواره و گرسنه می‌ماند. چهره زشت فقر در این داستان به شکل هولناکی ترسیم شده است. داستان‌ها موپاسان علیرغم گذشت زمان، همچنان خواندنی هستند. «آواره و چند داستان دیگر» هم برای علاقمندان به خواندن داستان کوتاه و هم علاقمندان به نوشتن داستان کوتاه، کتابی خواندنی و مفید است.

نیلوفر
9786228089287
۱۴۰۳
۱۹۹ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده گی دو موپاسان
۱۲ رمان گی دو موپاسان از استادان بزرگ داستان کوتاه فرانسه است؛ نویسنده‌ای که با دقت، اقتصاد زبانی و پایان‌بندی‌های تکان‌دهنده، قالب داستان کوتاه را به سطحی تازه رساند. او در نورماندی به دنیا آمد و زیر تأثیر فلوبر با سخت‌گیری ادبی آشنا شد؛ همین آموزش در سادگی و صلابت نثرش آشکار است. موپاسان زندگی طبقه متوسط، کارمندان، روستاییان و آدم‌های گرفتار میل و ترس را با نگاهی روشن و گاهی تلخ روایت می‌کند. داستان‌های او معمولا کوتاه‌اند، اما پس از پایان در ذهن ادامه ...
دیگر رمان‌های گی دو موپاسان
پی‌یر و ژان
پی‌یر و ژان دیگر زمینی در زیر پای انسان وجود ندارد تنها آب سیال است غرال و فروبرنده .دیگر فضایی برای قدم زدن و دویدن و گمشدن وجود نخواهد داشت.تنها چند متر تخته چوبی یرای گام برداشتن.چون محکومی در میان سایر زندانیان.درخت و باغ و خیابان و خانه وجود نخواهد داشت مگر آب و ابر...
ملکه
ملکه موپاسان نویسنده فرانسوی، با وجود تاثیری که بر ادبیات داستان‌نویسی جهان و به خصوص اروپا گذاشته است، در ایران شناخته شده نیست. این کتاب مجموعه‌ای از شش داستان کوتاه از این نویسنده تواناست. نویسنده‌ای که مناظر و وقایع را چنان هنرمندانه توصیف کرده است که خواننده تمام جزئیات را در ذهن خود به تصویر می‌کشد و گمان می‌کند که در ...
بابای سیمون و 31 داستان کوتاه
بابای سیمون و 31 داستان کوتاه موپاسان حدود چهار رمان و بیش از سیصد داستان کوتاه نوشته است و انصافا استاد بی‌چون و چرای داستان‌های کوتاه است. اشتهار موپاسان و غنای سبک او چندان نیاز به تعریف و تمجید ندارد. گوناگونی منابع الهام این نویسنده همراه با شیوه بیان که با طنزهایی غالبا به روانی لابلای جمله‌هایش پدیدار می‌شوند و نیز، هماهنگی کلام با تصاویر واقعیت‌های ...
یکشنبه‌های پاریسی
یکشنبه‌های پاریسی خداوندا! گویی خودش بود! برای هماهنگ کردن ضربات پاروها با صدای تیزش یکی از ترانه‌های قایقرانان را می‌خواند و وقتی برابر پاتیسو رسید، دست نگه داشت. آن‌گاه با انگشت‌ها بوسه‌ای برایش فرستاد و فریاد زد: «ای خنگ خدا!»
مشاهده تمام رمان های گی دو موپاسان
مجموعه‌ها