کتاب «عرب و اسرائیل» اثر ماکسیم رودنسون، روایت رسمی صهیونیسم از مناقشه فلسطین را به چالش میکشد و در کانون استدلالش، نبرد اعراب و اسرائیل را نه جنگ ایدئولوژیها یا ادیان، که مقاومت مردم بومی در برابر استعمار خارجی تفسیر میکند .رودنسون از نخستین صفحات کتاب، صراحتا مدعای اصلی خود را مطرح میکند: اسرائیل در چشم اعراب نه یک همسایه یا رقیب، که پدیدهای استعماری است؛ پروژهای که صهیونیسم با اتکا به افسانههای تاریخی دو هزار ساله، بخشی از سرزمین ساکنان بومی را تصرف کرده و با تکیه بر قدرت نظامی و پشتیبانی غرب، بر آن سلطه یافته است . او معتقد است صهیونیسم با تفسیری ناموجه، آرزوهای دینی کهن را در قالب ناسیونالیسم مدرن بازتعریف کرده و به بهانه پیوند تاریخی، حقیقت حضور جمعیت عربی ساکن در فلسطین را نادیده گرفته است . با این حال، رودنسون در دام شعارزدگیهای رایج چپ مارکسیست همعصر خود نمیافتد. او به صراحت نظریهای را که اسرائیل را «پایگاه امپریالیسم برای سرکوب انقلاب پرولتاریا در جهان عرب» معرفی میکند، رد میکند و میگوید چنین تحلیلی سادهانگارانه و فاقد دقت تاریخی است . کتاب میان یهودستیزی سنتی ( که تاریخچهای درخشان از آن ارائه میدهد) و ضدصهیونیسم بهعنوان واکنشی مشروع به اشغال سرزمین، به روشنی تمایز مینهد .ساختار کتاب روایتی منسجم و فشرده از سیر تاریخی مناقشه است: از تولد ناسیونالیسم یهودی و عربی، تأسیس اسرائیل، دهه نخست حیات آن، ظهور سوسیالیسم عربی در دهه۱۹۵۰، نرمش تدریجی در مواضع اسرائیل، تا بحرانهای متوالی که به جنگ ۱۹۶۷ انجامید. رودینسون از اعراب نمیخواهد واقعیت از پیشآمده را بپذیرند و چنین درخواستی را نه حق، که صرفا یک خواهش سیاسی میداند. با این حال، در عین همدلی با مقاومت عربی، از ایدهی جنگ انقلابی تمامعیار علیه اسرائیل نیز حمایت بیقیدوشرط نمیکند و نسبت به پیامدهای آن برای خود انقلاب عربی تردید دارد. این اثر میراث ماندگار ماکسیم رودنسون است. او به ما نشان میدهد میتوان بیآنکه اسیر تبلیغات شد، روایت طرف دیگر را جدی گرفت. میتوان از موضع یک روشنفکر چپ و یهودی، نقدی رادیکال بر صهیونیسم نوشت، بیآنکه به دام یهودستیزی افتاد یا نظریههای شبهمارکسیستی ازپیشساخته را تکرار کرد.