داستان رمان «دفتر آبی» نوشتهی آلیس هافمن حول زندگی اتان فورد، مردی بهظاهر کامل و محبوب، میچرخد. او به عنوان یک شوهر و پدر نمونه در جامعه شناخته میشود اما زمانی که یک راز تاریک از گذشتهاش فاش میشود، زندگی او و خانوادهاش دگرگون میشود. این راز مربوط به جنایتی است که اتان سالها پیش مرتکب شده و حالا باید با پیامدهای آن مواجه شود. این کتاب از زاویه دیدهای مختلف به زندگی اتان و اطرافیانش نگاه میکند. از جمله شخصیتهایی که تحت تأثیر این افشاگری قرار میگیرند، همسر او جودی است که باید با حقیقت تلخ و مخفی همسرش روبهرو شود. بهعلاوه داستان به بررسی واکنشهای افراد دیگر در جامعهای که اتان در آن زندگی میکند میپردازد و به این سوال پاسخ میدهد که چگونه یک فرد میتواند بهعنوان یک شخصیت خوب شناخته شود، در حالی که گذشتهای تاریک دارد. کتاب «دفتر آبی» همچنین به موضوعات پیچیدهتری همچون بخشش و رستگاری میپردازد. به عنوان مثال آیا فردی که مرتکب جرم شده، میتواند از گذشته خود فاصله بگیرد و به فردی متفاوت تبدیل شود؟ این سوالات در دل داستان قرار دارند و شخصیتها در جستجوی پاسخهایی برای این معضلات انسانی هستند. هافمن به شکلی روانشناختی و در عین حال احساسی، تعاملات بین شخصیتها و تأثیرات گذشته بر روابط آنها را به تصویر میکشد.