«ماکارونی با سس مشاعره» نوشتهی زهره مسکنی رمانی برای نوجوانان و دربارهی غذا، اضافهوزن و چاقی، شیطنت و بازیگوشی، شعر و کتاب، مشکلات نوجوانان و دوستیهای خالص و عمیق و مراقبتهای همدلانه است. منیژه، شخصیت اصلی داستان، سیزده سال دارد. او در دورهای از تغییرات بزرگ همچون بلوغ، بحران هویت، ارتباط با همسالان و پذیرش مسئولیتهای بزرگسالان است. منیژه با خانوادهاش به خانهای جدید نقل مکان کرده است. او خودش را در میان انبوه کارتنها در خانهای ناآشنا مییابد، فکر رفتن به مدرسهای که هیچ دوستی در آن ندارد، آشفتهاش میکند و تنها چیزی که خوشحالش میکند این است که حالا اتاق خودش را دارد و مجبور نیست با مژگان خواهرش اتاقش را شریک شود. گرسنگی اولین چیزی است که شخصیت منیژه را به مخاطب میشناساند. او به دنبال غذا، چهار طبقه را پایین میرود و با دیدن سبد خوراکیها در صندوق عقب ماشین، همانجا شروع به خوردن میکند. با ورود خالهسیمین با کتلتهای معروفش به خانه، منیژه دست و پایش را گم میکند و سر سفره دلی از عزا درمیآورد. منیژه با تشویق و اصرار دوستان تازهاش، ستاره و مریم، قرار است در مسابقهی بینمدرسهای مشاعره شرکت کند و برای آمادگی از راهنماییهای سهراب، برادر ستاره بهره میبرد. منیژه در یک گروه مجازی سه نفره، با سهراب مشاعره میکند و فن شعرخوانی را یاد میگیرد. شعر و شعرخوانی باعث برانگیختن احساسات او و تجربهی عشق نوجوانی میشود. این حس و حال عاشقی، در ذهن منیژه کاخی رویایی میسازد. او نسبت به خودش و اینکه در نظر دیگران چگونه به نظر میرسد، بسیار حساس میشود و به قضاوت خودش و قضاوت دیگران و به ویژه سهراب نسبت به خودش، اهمیت میدهد. او که پیش از این بدون دغدغه هرچه میخواست میخورد، حالا نگران اضافه وزن و چاقی خودش است. نویسنده با روایت داستان منیژه و سهراب و ستاره و همهی کسانی که در زندگی منیژه نقش دارند، تعارض درونی و دغدغههای دختری نوجوان را در گذر از بهشت کودکی به دنیای واقعی و بیرحم بزرگسالی به خوبی تصویر میکند. روایت او چنان واقعی و باورپذیر است که مخاطبان نوجوان با او همذاتپنداری میکنند و با او همراه میشوند. «ماکارونی با سس مشاعره» داستانی ساده و روان دارد که به شکلی واقعگرایانه به مشکلات و مسائل نوجوانان میپردازد. نوجوانان با شخصیت اصلی و باورپذیر این داستان همراه میشوند و از خواندن این داستان لذت میبرند.