دیشموک

(Dishmok)

9789641941934
۱۴۰۰
۱۲۷ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های شقایق فیروزی
او می‌برد
او می‌برد گفتم برو رفت. به همان سادگی که آمده بود. اما فروزان می‌گفت نمی‌رود. از خودش که نمی‌گفت. فنجان قهوه‌ام این‌طور نشان می‌داد. می‌گفت دو روز یا دو ماه یا دو سال دیگر برمی‌گردد. ولی برنگشت فروزان می‌گفت طلسم شده‌ام. سنگینی‌اش را حس می‌کردم. سنگینی طلسم را. پاهایم دیگر تاب کشیدن بدنم را نداشت. فروزان بهم باطل‌السحر داد. جملاتی که با آب ...
مشاهده تمام رمان های شقایق فیروزی
مجموعه‌ها