نیست نیست
انگار توی تمام خانه ها همیشه یکی هست که چیزی را گم می کند و داد می زند: نیست! نیست! آن وقت یکی دیگر باید بیاید و ...
عروس بی تور
یک عروس خوشگل و خیلی گنده لباس عروسی اش را پوشیده و با لب و لوچه ی آویزان وسط غار نشسته. چرا؟ زرنگی؟ اگر می خواهی بدانی باید قصه را بخوانی!