جیرجیری و ببعی

(Jirjiri va Babaie)

ببعی و جیرجیرک همسایه بودند. یک روز جیرجیری هر چه جیرجیر کرد، ببعی بع بع نکرد. جیرجیری بالش را کوبید به پنجره، اما جوابی نیامد. می خواهی بدانی ببعی کجا رفته بود؟ کتاب را بخوان تا بدانی!

9786004135795
۱۴۰۰
۱۲ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده لاله جعفری
۲۳ رمان لاله جعفری نویسنده ایرانی حوزه کودک و نوجوان است؛ نامی آشنا در میان کتاب‌هایی که برای خوانندگان کم‌سن نوشته شده‌اند. درباره جزئیات زندگی شخصی او منابع عمومی دقیق و یکدست در دسترس نیست؛ بنابراین فیلدهای تاریخی با احتیاط خالی مانده‌اند. جعفری در فضایی می‌نویسد که زبان، ریتم و موضوع باید با جهان کودک هماهنگ باشد. در ادبیات کودک، موفقیت فقط به ایده خوب نیست؛ نویسنده باید بداند کودک چگونه می‌شنود، می‌بیند و قصه را دنبال می‌کند. حضور او در این حوزه به گسترش کتاب‌های ...
دیگر رمان‌های لاله جعفری
سوال جوجه
سوال جوجه جوجه کلاغ تازه از تخم بیرون آمده و کلی سوال دارد که از مادرش می پرسد. با استفاده از این کتاب می توانید مجموعه ای از مفاهیم پایه و رابطه ها را به کودک خود آموزش دهید. کودک در هر صفحه با یک مفهوم آشنا می شود؛ بزرگ و کوچک، بالا و پایین، خوشحال و غمگین و... همچنین این کتاب ...
شب یلدای باحال ترین فامیل دنیا
شب یلدای باحال ترین فامیل دنیا کتاب پیش رو یک جلد از مجموعه‌ی کلاس دومی، کتاب دومی است که برای افرادی که می‌خواهند: -دانش ادبی کودک نوخوان را بالا ببرند و خلا کتاب‌های درسی فارسی دبستان را پرکنند. -به تقویت مهارت‌های چهارگانه‌ی خواندن، نوشتن، صحبت‌کردن و درک مطلب کودک کمک کنند. -اعتمادبه‌نفس و انگیزه‌ی یادگیری کودک را بیشتر کنند و لذت خواندن را به او هدیه ...
هلا هلا
هلا هلا برای هدا هیچ کاری سخن نبود: چون بلد بود بگوید: «هلا هلا!» یک روز هدا نشسته بود توی هال. یکهو یک طوطی کوچولو آمد تو. طوطی دور و بر را نگاه کرد، هیچی درخت پیدا نکرد. فهمید که اشتباهی آمده، این جا باغ نیست. خواست برگردد، اما بلد نبود از کدام طرفی برود. می خواهی بدانی هدا چه کار کرد ...
سنجابک خیلی گرسنه
سنجابک خیلی گرسنه سنجابک گرسنه بود. سنجابک دوید و دوید، به تپه ی علفی رسید. بالای تپه یک درخت گردو دید. خوشحال شد. دوید جلوتر، اما گودال را جلوی پایش ندید. افتاد و به جای بالای تپه، به ته گودال رسید. می خواهی بدانی چه بر سر سنجابک گرسنه آمد؟ کتاب را بخوان تا بدانی!
چرا این جوری شدم؟
چرا این جوری شدم؟ خال خالی یک سگ کوچولوی خالدار بود. خال خالی نزدیک ظهر دراز می کشید توی آفتاب و خال هایش را می شمرد. ده تا را که می شمرد، گرسنه می شد، اما یک روز هر چه شمرد، گرسنه نشد. می خواهی بدانی خال خالی چرا گرسنه نشد؟ کتاب را بخوان تا بدانی!
مشاهده تمام رمان های لاله جعفری
مجموعه‌ها