کتاب «گودی هال» (Goody Hall) نوشتهی ناتالی بابیت، روایتی پر رمز و راز، خیالانگیز و بهسبکی دلنشین کودکانه است که در دل عمارتی دورافتاده و گوتیک شکل میگیرد. داستان از جایی آغاز میشود که هراکلس فلترایت، بازیگر بیکار و خوشنیت، برای تدریس خصوصی به تنها فرزند خانوادهی گودی، ویلت، وارد خانهای میشود که بیش از آنکه جایی برای آموزش باشد، سرشار از سکوتهای سنگین، درهای بسته و رازهای ناتمام است. خیلی زود روشن میشود که «گودی هال» صرفا یک خانهی قدیمی نیست، بلکه قلب تپندهی معمایی مدفون در گذشتهای مهآلود است. ویلت که هنوز با مرگ پدرش، میداس گودی، کنار نیامده، از معلم جدیدش میخواهد تا به او کمک کند راز این مرگ مشکوک را روشن کند. آنچه آغاز ماجرایی ساده به نظر میرسد، بهتدریج بدل به سفری در دل تاریکی و تاریخ میشود؛ جایی که گنجینههای پنهان، مقبرهای وهمانگیز، ارواح سرگردان و کولیهایی با قدرتهای عجیب، همه بخشی از حقیقتی فراموششده را در خود نهان کردهاند. بابیت با نثری ظریف و بازیگوش، داستان را در مرز میان طنز و ترس، واقعیت و خیال پیش میبرد. او با خلق فضایی ویکتوریایی و پر از شخصیتهای رنگارنگ و کمی اغراقآمیز، موفق میشود تا هم کودکان و هم بزرگترها را مجذوب دنیای پرتعلیق و گاه طنازانهی خود کند. «گودی هال» در عین ماجراجویی، داستانی دربارهی کنجکاوی، شجاعت، و روبرو شدن با ترسهاییست که پشت ظاهر زندگی پنهان شدهاند. کتابی که خوانندهاش را تا پایان، با قلبی تپنده و نگاهی پر از سوال، در عمارت سرد و اسرارآمیز خود نگه میدارد.