ملکه آلبا

(Malakeh Alba)

ملکه «آلبا» انگار که عاقبت می خواهد از پشت پرده مه صبحگاهی، از درون خواب های بنده به عالم واقع و (متأسفانه) توضیح دربیاید. آدم از اینش، از این گم کردن رویا همیشه ترس و اکراه داشته، رویایی که مایه قوت ها، مایه دلخوشی و رنگین کردن احوال و فکرهای آدم بوده است. یک بار در کنار دریاچه ای : فیروزه ای در قلب یکی از آلپ های سرزمینی، پروانه ای - که نمیدانم چرا - مدتی در اطراف این بنده می چرخید عاقبت بریکی از انگشت های ما نشست. معجزه ای بود که فقط یک بار در عمر بنده رخ داد و دیگر تکرار نشد و به همین خاطر یادش در ذهن ما ماند، یاد برکت بخشیدن این پرنده نازک به انگشت ما که اصلا تمامی بازو و قواره وجودم را -تا آخرعمر- شامل شد .

9786008967613
۱۴۰۰
۱۱۲ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
پرویز دوائی
صفحه نویسنده پرویز دوائی
۲ رمان پرویز دوایی منتقد فیلم، نویسنده و مترجم ایرانی متولد ۱۳۱۴ تهران است.
پرویز دوایی فارغ التحصیل دانشکده ادبیات دانشگاه تهران در رشته زبان انگلیسی است و همین تسلط به زبان باعث شد که مترجم مقالات مختلف سینمایی و متن گفت وگو برای دوبله فیلم‌ها باشد. با مجلات سینمایی مختلفی همکاری و به عنوان منتقد فیلم شهرت پیدا کرد. از مجلاتی که با آنها همکاری کرد می‌توان به سپید و سیاه،مجله فردوسی، رودکی، روشنفکر و سینما و نگین اشاره کرد. برای ...
دیگر رمان‌های پرویز دوائی
سبز پری
سبز پری اخمت را بازکن. از تو چیزی نمی‌خواهم. از کنارت می‌گذرم. با دست پیر گلبرگی از گل سرخ‌های سرزمینم را لای کتاب تو می‌گذارم و سحر که بیدار شدی در بسترت عطر گل‌های باغ شیراز خواهد پیچید، می‌دانم.
مشاهده تمام رمان های پرویز دوائی
مجموعه‌ها