دوشیزه و کلاغ

(Maiden and crow)

9786227733075
۱۴۰۰
۱۱۳ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های مهشاد لسانی
بخت زمستان
بخت زمستان از پس پرده اشک به وضوح دیدم که نگاهش تغییر کرد و مهربان شد. شراره‌های طلایی رنگ نگاهش چون آفتابی سوزنده و بران، اشک‌های روی گونه‌ام را خشکاند. خیلی آرام گفت: تو چشمای تو چیه دختر که انقدر...و بقیه حرفش را خورد.
ایستگاه آخر
ایستگاه آخر در بهار... در امتداد کوچه‌ای باریک... در لحظه‌ای نزدیک... با عطر یاس‌های بنفش آغاز کردند... عاشق شدند... شکستند و روزی که گسستند، نمی‌دانستند شکستن چه بهایی دارد... نمی‌دانستند که گسستن آغاز ویرانی‌ست... و همچنان گریختند و دویدند، تا ایستگاه آخر...
مشاهده تمام رمان های مهشاد لسانی
مجموعه‌ها