غروب بازی

(Ghoroub bazi)

خرگورک یک گورخر کوچولو بود. یک روز نشسته بود بالای تپه اش و داشت درباره ی خودش فکر می کرد. خوب که فکر کرد، گفت: «خب، من الآن گرسنه نیستم. تشنه نیستم. خوابم نمی آید. بازی هم نمی خواهم. یک خرگورک وقتی اینجوری می شود، حتما باید یک کار تازه کند؛ کاری که تا م حالا نکرده است.» می خواهی بدانی خرگورک چه کار تازه ای می کند؟ کتاب را بخوان تا بدانی!

9786004135733
۱۴۰۰
۱۲ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده لاله جعفری
۲۳ رمان لاله جعفری نویسنده ایرانی حوزه کودک و نوجوان است؛ نامی آشنا در میان کتاب‌هایی که برای خوانندگان کم‌سن نوشته شده‌اند. درباره جزئیات زندگی شخصی او منابع عمومی دقیق و یکدست در دسترس نیست؛ بنابراین فیلدهای تاریخی با احتیاط خالی مانده‌اند. جعفری در فضایی می‌نویسد که زبان، ریتم و موضوع باید با جهان کودک هماهنگ باشد. در ادبیات کودک، موفقیت فقط به ایده خوب نیست؛ نویسنده باید بداند کودک چگونه می‌شنود، می‌بیند و قصه را دنبال می‌کند. حضور او در این حوزه به گسترش کتاب‌های ...
دیگر رمان‌های لاله جعفری
جعبه ی نارنجی
جعبه ی نارنجی بالای کمد رویا یک جعبه بود. رویا خوشحال شد و با خودش گفت: حتما توی آن یک گوریل است. دیروز به بابا گفتم که برای هدیه ی تولدم یک گوریل می خواهم. گوریلی که برود روی صندلی ام و گوم گوم گوم برای رفتن به پارک بیدارم کند.» می خواهی بدانی توی جعبه چی بود؟ کتاب را بخوان تا بدانی!
نی‌نی آدم و نی‌نی خرسی
نی‌نی آدم و نی‌نی خرسی نی‌نی خرسی با نی‌نی آدم دوست شد. سوار کالسکه اسباب‌بازی‌هایش شد. نی‌نی آدم، کالسکه را بست به سه‌چرخه‌اش و راننده شد. نی‌نی خرسی گفت: «بیب بیب، آمیب. بیب بیب، آمیب!» نی‌نی آدم راه افتاد. کالسکه هم دنبالش راه افتاد. یک ذره که ذفت، کالسکه ایستاد؛ راه نرفت. نی‌نی آدم گفت: «وای! کالسکه‌ام خراب شد.» نی‌نی خرسی از کالسکه آمد پایین. ...
شب یلدای باحال ترین فامیل دنیا
شب یلدای باحال ترین فامیل دنیا کتاب پیش رو یک جلد از مجموعه‌ی کلاس دومی، کتاب دومی است که برای افرادی که می‌خواهند: -دانش ادبی کودک نوخوان را بالا ببرند و خلا کتاب‌های درسی فارسی دبستان را پرکنند. -به تقویت مهارت‌های چهارگانه‌ی خواندن، نوشتن، صحبت‌کردن و درک مطلب کودک کمک کنند. -اعتمادبه‌نفس و انگیزه‌ی یادگیری کودک را بیشتر کنند و لذت خواندن را به او هدیه ...
نی‌نی آدم و نی‌نی پیشی
نی‌نی آدم و نی‌نی پیشی نی‌نی پیشی و نی‌نی آدم توی چمن‌ها دنبال‌بازی می‌کردند. یکهو نی‌نی پیشی ایستاد و گفت: «من همین حالا یه دوست تازه پیدا کردم. اگه گفتی دوستم کیه؟» نی‌نی آدم گفت: «نی‌نی پیشی همسایه؟» نی‌نی پیشی گفت: «نه نه نه! سبیل و گوش نداره.» نی‌نی آدم گفت: «پس چی داره؟» نی‌نی پیشی گفت...
هلا هلا
هلا هلا برای هدا هیچ کاری سخن نبود: چون بلد بود بگوید: «هلا هلا!» یک روز هدا نشسته بود توی هال. یکهو یک طوطی کوچولو آمد تو. طوطی دور و بر را نگاه کرد، هیچی درخت پیدا نکرد. فهمید که اشتباهی آمده، این جا باغ نیست. خواست برگردد، اما بلد نبود از کدام طرفی برود. می خواهی بدانی هدا چه کار کرد ...
مشاهده تمام رمان های لاله جعفری
مجموعه‌ها