سنجابک گرسنه بود. سنجابک دوید و دوید، به تپه ی علفی رسید. بالای تپه یک درخت گردو دید. خوشحال شد. دوید جلوتر، اما گودال را جلوی پایش ندید. افتاد و به جای بالای تپه، به ته گودال رسید. می خواهی بدانی چه بر سر سنجابک گرسنه آمد؟ کتاب را بخوان تا بدانی!
۲۳ رمان
لاله جعفری نویسنده ایرانی حوزه کودک و نوجوان است؛ نامی آشنا در میان کتابهایی که برای خوانندگان کمسن نوشته شدهاند.
درباره جزئیات زندگی شخصی او منابع عمومی دقیق و یکدست در دسترس نیست؛ بنابراین فیلدهای تاریخی با احتیاط خالی ماندهاند.
جعفری در فضایی مینویسد که زبان، ریتم و موضوع باید با جهان کودک هماهنگ باشد.
در ادبیات کودک، موفقیت فقط به ایده خوب نیست؛ نویسنده باید بداند کودک چگونه میشنود، میبیند و قصه را دنبال میکند.
حضور او در این حوزه به گسترش کتابهای ...
هلا هلا
برای هدا هیچ کاری سخن نبود: چون بلد بود بگوید: «هلا هلا!» یک روز هدا نشسته بود توی هال. یکهو یک طوطی کوچولو آمد تو. طوطی دور و بر را نگاه کرد، هیچی درخت پیدا نکرد. فهمید که اشتباهی آمده، این جا باغ نیست. خواست برگردد، اما بلد نبود از کدام طرفی برود. می خواهی بدانی هدا چه کار کرد ...
نینی آدم و نینی خرسی
نینی خرسی با نینی آدم دوست شد.
سوار کالسکه اسباببازیهایش شد.
نینی آدم، کالسکه را بست به سهچرخهاش و راننده شد.
نینی خرسی گفت: «بیب بیب، آمیب. بیب بیب، آمیب!»
نینی آدم راه افتاد. کالسکه هم دنبالش راه افتاد.
یک ذره که ذفت، کالسکه ایستاد؛ راه نرفت.
نینی آدم گفت: «وای! کالسکهام خراب شد.»
نینی خرسی از کالسکه آمد پایین. ...
لیوی و ویزی
لیوی یک لیوان کوچولو بود. نشسته بود روی میز و منتظر پارچ آب بود. زنبور کوچولو که اسمش ویزی بود، لیوی را دید. با خودش گفت: «آخی، طفلکی تنهاست. بروم باهاش بازی.» و ویز پرید توی لیوی. دورش چرخی زد و دیوارهای شیشه ای اش را نگاه کرد. می خواهی بدانی ویزی چی دید و لیوی چه کرد؟ کتاب را ...
تولد زرافه
تولد زرافه است و دوستانش می خواهند برای او هدیه ببرند. هر کدام یک چیزی را انتخاب می کند و می برد. با استفاده از این کتاب می توانید شمارش عددها از اتاها را به کودک خود آموزش دهید. کودک در هر صفحه با یک عدد آشنا می شود، شکل آن را یاد می گیرد و مفهومش را درک می ...
جعبه ی نارنجی
بالای کمد رویا یک جعبه بود. رویا خوشحال شد و با خودش گفت: حتما توی آن یک گوریل است. دیروز به بابا گفتم که برای هدیه ی تولدم یک گوریل می خواهم. گوریلی که برود روی صندلی ام و گوم گوم گوم برای رفتن به پارک بیدارم کند.» می خواهی بدانی توی جعبه چی بود؟ کتاب را بخوان تا بدانی!