شلیک به قلب تهی

(The Dry Heart)

رمان «شلیک به قلب تهی» نوشته‌ی ناتالیا گینزبورگ، اثری کوتاه اما فراموش‌نشدنی است که برای نخستین‌بار در سال ۱۹۴۷ منتشر شد. داستان با جمله‌ای شوکه‌کننده آغاز می‌شود: «وقتی او را بین دو چشمش شلیک کردم، داشتم با او درباره‌ی چیزی حرف می‌زدم.» همین آغاز، ضربه‌ای است مستقیم به ذهن مخاطب و بلافاصله ما را درگیر جهان تیره‌وتار زنی می‌کند که در نهایت، همسرش را می‌کشد. راوی بی‌نام داستان، زنی است که پس از چهار سال زندگی مشترک با آلبرتو، مردی سرد، خودخواه و خیانت‌کار، به مرز فروپاشی می‌رسد. قتل، نه یک تصمیم ناگهانی، که نتیجه‌ی انباشت تدریجی تنهایی، درماندگی و بی‌مهری‌ای‌ است که او در تمام سال‌های زندگی زناشویی‌اش تجربه کرده است. زنی که ابتدا در جست‌وجوی معنا و تعلق، با مردی مسن‌تر ازدواج می‌کند، به امید آن‌که شاید از خلال این رابطه، امنیتی پیدا کند یا عشق را لمس کند. اما خیلی زود، متوجه می‌شود که آن‌چه به دست آورده، چیزی نیست جز تنهایی بیشتر و خاموشی‌ای عمیق‌تر. رمان در دل یک جامعه‌ی مردسالار می‌گذرد؛ جایی که زن‌ها اغلب به حاشیه رانده می‌شوند و صدای درونی‌شان شنیده نمی‌شود. گینزبورگ با نثری ساده اما دقیق، لایه‌لایه‌ احساسات راوی را می‌کاود: حسادت‌های پنهان، رنج بی‌پایان از خیانت، شرم و سکوت پس از سقط جنینی که بی‌هیچ همدردی پشت سر گذاشته شد، و در نهایت، خشم فروخورده‌ای که راهی جز انفجار نمی‌یابد. گینزبورگ قهرمان خود را نه تبرئه می‌کند، نه محکوم. او فقط قصه را بازمی‌گوید، با خشکی و صراحت، بی‌هیچ تظاهری به اغراق یا ملودرام. آن‌چه در متن رخ می‌دهد، از دل زندگی روزمره برمی‌خیزد؛ از گفت‌وگوهای سرد، از سفرهای طولانی آلبرتو، از انکارها، دروغ‌ها و فاصله‌ای که هر روز بیشتر می‌شود. زن در این میان، از زنی که امیدی هرچند کم‌رنگ به عشق دارد، تبدیل می‌شود به کسی که چاره‌ای جز پایان دادن به رنج خود نمی‌بیند. مضامین کلیدی این اثر حول تجربه‌ی فرساینده‌ی روابط سمی، انزوای درونی، و خشونت‌هایی می‌چرخد که در ظاهر وجود ندارند اما درون انسان را می‌سوزانند. خشونت نهایی، قتل، فقط نماد بیرونی خشونتی است که سال‌ها در سکوت، در عمق روح زن جریان داشته است. «شلیک به قلب تهی» فقط داستان یک قتل نیست؛ شرح تلخ فرسایش تدریجی روح انسانی‌ست که در تاریکی‌های یک رابطه‌ی مرده، کم‌کم خشک می‌شود. این رمان نمونه‌ای درخشان از ادبیات روان‌شناختی و فمینیستی است که به خواننده یادآوری می‌کند گاهی خشونت نه از بی‌رحمی، که از عمق یک درد خاموش و کش‌دار برمی‌خیزد؛ دردی که حتی نمی‌داند چطور فریادش را بیان کند.

جمهوری
9786004680929
۱۴۰۰
۹۶ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
ناتالیا گینزبورگ
صفحه نویسنده ناتالیا گینزبورگ
۴ رمان ناتالیا گینزبورگ، نویسنده ایتالیایی، از نویسندگانی است که کارش در پیوند با زمانه، زبان و تجربه شخصی‌اش خوانده می‌شود. نام اصلی او Natalia Ginzburg است و آثارش برای گروهی از خوانندگان به مدخل آشنایی با جهانی متفاوت تبدیل شده‌اند. او در Palermo, Italy به دنیا آمد. این زمینه، همراه با مسیر زندگی و کارش، به متن‌های او حال‌وهوایی داده که در خوانش آثارش باید جدی گرفته شود. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او می‌توان به «واژگان خانوادگی» اشاره کرد. همین آثار نام ...
دیگر رمان‌های ناتالیا گینزبورگ
با تو ازدواج کردم که شاد  باشم
با تو ازدواج کردم که شاد باشم ناتالیا گینتزبورگ (1916 - 1991)، نویسنده صاحب نام ایتالیایی، علاوه بر رمان‌ها و داستان‌های کوتاه، که بسیاری از آن‌ها به فارسی ترجمه شده، در دوران فعالیت ادبی خود چهار نمایش‌نامه به چاپ رسانده است که در همین مجموعه به فارسی منتشر خواهد شد. کتاب پیش رو نخستین نمایش‌نامه از این مجموعه است. شخصیت‌های اصلی نمایش‌نامه‌های گینتزبورگ، همچون دیگر آثارش، زنان‌اند ...
جاده ی شهر
جاده ی شهر تقابل یک زندگی ساده سنتی با پیچیدگی‌های دنیایی نو و مدرن، درعین پیچیدگی، در تاریخ ادبیات بسیار پرتکرار است. «جاده‌ی شهر» یکی از همان داستان‌هاست، با تفاوت‌هایی که لازمه‌ی تبدیل شدن هر داستان معمولی به یک داستان خوب است. داستان از این قرار است: دختری روستایی که در فضایی محدود و روابطی اندک زیست می‌کند، دلبسته‌ی جهان شهر می‌شود و ...
میشل عزیز
میشل عزیز بیشتر قسمت‌های کتاب، نامه‌هایی هست که افراد مختلف برای میشل عزیزشون نوشتند . میشل تنها پسر خانواده و عزیزکرده پدر است که مدتی درگیر قضایای سیاسی بوده و اکنون کشور را ترک کرده، دوست صمیمی‌اش ، مادرش ، خواهرش و دختری که با او رابطه داشته برایش نامه می‌نویسند و از زندگی خود می‌گویند و او نیز گاهی جواب‌های کوتاه ...
مشاهده تمام رمان های ناتالیا گینزبورگ
مجموعه‌ها