حسن یوسف

(Hosn-e Yousef)

این کتاب روایتگر ماجرای زندگی ارسلان، پسر یونس یکی از تجار سرشناس فرش های نفیس تبریز است، که چندین حجره در بازار و چندین عمارت زیبا داشت. ارسلان هم که پسر ارشد بود و صاحب تمام مال و اموال پدرش، خلق و خویی کاملا متفاوت با پدرش داشت و منفعت طلب بود و برای رسیدن به قدرت و منفعت از هر حربه ای استفاده می کرد. امیرحیدر شخصیت دیگر داستان که مورد احترام تمام مردم شهر است، بعد از 25 سال صاحب دختری می شود که باوجود سختی ها و پشت سر گذاشتن روزهای سخت با ارسلان پسر یونس وارد مسیر تازه و روزهای شیرین و بهتر و زیباتری می شوند.

9786229726020
۱۴۰۰
۱۱۰۶ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده فائزه حبابی
۱۴ رمان فائزه حبابی از نویسندگان ایرانی است که نامش در فضای ادبیات داستانی و آثار منتشرشده برای مخاطبان جوان‌تر دیده می‌شود. درباره جزئیات زندگی شخصی او اطلاعات عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین تمرکز بر خود آثار و جایگاه نویسندگی او مهم‌تر از روایت‌سازی بی‌سند است. نوشته‌های این طیف از نویسندگان معمولا با نیاز مخاطب امروز به روایت روان، شخصیت نزدیک و مسئله قابل لمس همراه است. حبابی در مجموعه نویسندگان معاصر ایرانی قرار می‌گیرد که ادبیات را از فضای رسمی ...
دیگر رمان‌های فائزه حبابی
قدیسه ابدی
قدیسه ابدی نزدیک در خانه که رسیدم، ریموت را زدم. در به نرمی گشوده شد و ماشین را به داخل پارکینگ هدایت کردم. کمربند ایمنی را با حرص باز کردم و به عقب انداختم. طبق فرمایش آقا معین حق نداشتم قبل از رسیدن به جای مورد نظرم، کمربند ایمنی را باز کنم و امروز، به قدری عصبی بودم که با همه سر ...
نثر روان و کامل کلیله و دمنه
نثر روان و کامل کلیله و دمنه
زیر تیغ صفر درجه
زیر تیغ صفر درجه
ستاره‌ام گم بود
ستاره‌ام گم بود مثل دیوونه‌ها از پله‌ها بالا می‌رفتم، صورتم عرق کرده بود و چشمام تار می‌دید. بدنم می‌لرزید و هزاران چرا، هزاران پرسش بی‌پاسخ دور سرم می‌چرخید. روزهای خوشم با آریا، روزهای تلخ جدایی، خنده‌ها و گریه‌های خودم، خنده‌ها و گریه‌های آریا، دیدن چهره افسرده و چشمای غم‌زده‌اش توی پارک جمشیدیه که انگار دنبال ستاره گم شده‌اش می‌چرخید، مثل پتک توی سرم ...
شب اول،شام آخر
شب اول،شام آخر
مشاهده تمام رمان های فائزه حبابی
مجموعه‌ها