۹ رمان
محمدرضا مرزوقی نویسنده ایرانی است؛ در ادبیات داستانی فارسی و فضای نشر معاصر حضور دارد.
درباره جزئیات زندگی شخصی او داده عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین معرفی دقیقتر باید بر خود آثار و جایگاه نوشتاری او تکیه کند.
نوشتههای او در بستری خوانده میشوند که داستان ایرانی به تجربههای اجتماعی و فردی امروز نزدیک شده است.
مرزوقی را میتوان در کنار نویسندگانی دید که روایت روان و شخصیتهای آشنا را محور کار قرار میدهند.
چنین نویسندگانی با تداوم نوشتن، بدنه ...
باید حرفای دیشبمو جدی میگرفتی
«باید حرفای دیشبمو جدی میگرفتی» بهار هشتاد و سه نوشته شد. نوشته سالها در محاق غیر مجاز بودن ماند و ماند تا با تمهیداتی، کمی از آن سمت و کمی از این سمت، توانستیم امسال مجوزش را بگیریم. برای این کتاب به چند جلسه در وزارت ارشاد، در دورههای مختلف چند وزیری که در طی این سالها آمدند و رفتند ...
زمانی که همسنگر پیکاسو بودم (بچهمحل نقاشها 4)
آیا اصلا همچین چیزی امکان دارد؟ اینکه دایی آدم با نقاش معروفی مثل پیکاسو، همسنگر بوده باشد. اما «دایی سامان» در یادداشتهایش نوشته که چطور همراه پیکاسو در جنگ شرکت کرده! «مانی» و باقی بچههای فامیل باز هم رفتهاند سراغ روزنامههای قدیمی و یادداشتهای روزانه دایی سامان. در ادامه خاطرات دایی اینطور می خوانند: دایی سامان همراه «پیکاسو»، «همینگوی» و ...
دلهرههای خیابان وحید
عجب فکر بکری دارد این ننه. با خوشحالی چرتی را میگیرم و کهنه چرک را به پایش گره میزنم. آنقدر محکم که صدای جیکش در میآید. ننه میگوید: «ئی جوری که پاش ورم میکنه.» و خودش بند را شلتر به پای چرتی میبندد و توی حیاط ولش میکند. تریشه باریکی از پارچه را هم میدهد به خودم: «اینه نگهاش دار ...