گرفتاری دی ماه

(Gereftari)

بلند شد و چند قدم کوتاه به سمت من آمد. من هم با همه ترسی که داشتم همانجا ماندم. عجیب است که ترس و جرأت گاهی همدیگر را تقویت می‌ کنند. گفتم: «من بحثی درباره سلامت عقلی خودم ندارم. اصلا بحثی درباره هیچ چیز ندارم. فقط می ‌خواهم بدانم از من چه می ‌خواهید. آنوقت حرفتان را گوش می ‌کنم. حتی اگر قصدتان ازدواج باشد، می‎شود درباره‌اش فکر کرد». دوباره دور شد و رفت سمت قفسه کتاب‎ها…

9786229796122
۱۴۰۰
۲۰۷ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های سارا سیاوشی
زوزه در نور ماه
زوزه در نور ماه ... بعد همین‌طور فکر پشت فکر. تقریبا به همه‌چیز فکر می‌کردم. به سکوت فکر می‌کردم و به صدا؛ به این که چرا تا به حال از سکوت جنگل و ساکنانش لذت می‌بردم و حالا دیگر نه. دوست داشتم چیزهایی بشنوم. به جیغ‌های مادرم که دلم برایشان تنگ شده بود فکر می‌کردم. به سیاهی آسمان فکر می‌کردم و به این که ...
مشاهده تمام رمان های سارا سیاوشی
مجموعه‌ها