مجسمه ی جادویی

(Mojasame Jadooee)

مردم هند از زمان های خیلی قدیم، قصه گوهای هنرمندی بوده اند و قصه های زیبا و پر رمز و رازی از خود به جا گذاشته اند. یکی از معروف ترین آنها قصه های کلیله و دمنه است. نمونه ی موفق دیگری از قصه گویی هندیان. مجموعه ی دریای اسمار است. یعنی دریایی از افسانه ها. در مقدمه ای که بر کتاب دریای اسمار نوشته اند، آن را گنج بزرگ و گرانمایه ی ادبی نام برده اند. دریای اسمار شهرت جهانی دارد و سازمان یونسکو و همین. طور مرکز فرهنگی سازمان ملل متحد، آن را در شمار آثار بزرگ و مهم جهانی و میراث ماندگار بشریت دانسته اند. در سال 1997 میلادی از طرف دانشگاه اسلامی علیگر در هندوستان. و با همکاری مرکز تحقیقات فارسی رایزنی ایران در هند، کتاب دریای اسمار به زبان فارسی قدیم به چاپ رسید. با توجه به اهمیت و زیبایی و تازه بودن این افسانه ها. انتشارات ذکر تصمیم گرفت. تعدادی از این افسانه ها را انتخاب کرده و برای بچه های ایرانی باز آفرینی کند.

ذکر
9786222370992
۱۴۰۰
۴۸ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده مژگان شیخی
۴۴ رمان مژگان شیخی نویسنده و مترجم ایرانی است و بیشتر با کتاب‌هایی شناخته می‌شود که برای کودکان و نوجوانان نوشته یا بازآفرینی کرده است. از زندگی شخصی او اطلاعات عمومی زیادی منتشر نشده، اما حضورش در کتاب‌های کودک فارسی پررنگ و قابل پیگیری است. در کارهای او معمولاً قصه‌گویی مستقیم، زبان روشن و توجه به تخیل کودکانه دیده می‌شود. او به جای سنگین کردن روایت، تلاش می‌کند ماجرا را طوری پیش ببرد که کودک با شخصیت‌ها همراه شود و از دل داستان ...
دیگر رمان‌های مژگان شیخی
قصه های تصویری از چهار مقاله ی نظامی 10 : وزیر و طبیب
قصه های تصویری از چهار مقاله ی نظامی 10 : وزیر و طبیب
10 قصه از زهر الربیع
10 قصه از زهر الربیع
تمساحی به نام گل زعفران (بهترین نویسندگان ایران)
تمساحی به نام گل زعفران (بهترین نویسندگان ایران) مجموعه «بهترین نویسندگان ایران» با در کنار هم قرار دادن داستان‌هایی از نویسندگان تاثیرگذار و صاحب‌نام حوزه کودک، همراه تصویرگری‌هایی متناسب، مجموعه‌ای ماندگار و خواندنی از آثار این بزرگان گرد آورده است.
قصه های تصویری از چهار مقاله ی نظامی 6 : پیشگوی دیوانه
قصه های تصویری از چهار مقاله ی نظامی 6 : پیشگوی دیوانه
3 پنجره 3 زن
3 پنجره 3 زن چند دقیقه‌ای گذشت. من هم‌چنان گریه می‌کردم و انیسه بالای سرم نشسته بود که ناگهان صدای باز شدن در را شنیدم. در اتاق باز شد و هیکل بلند و کشیده مردی که لباس بسیار فاخر هندی پوشیده و شلوار اطلسی تنگ و چسبان آبی رنگی به پا کرده بود، در آستانه در ظاهر گردید. با حیرت سرم را بلند کردم ...
مشاهده تمام رمان های مژگان شیخی
مجموعه‌ها