قصه های تصویری از قابوس نامه 10
در زمان های خیلی دور، پادشاهی زندگی می کرد که وزیر بسیار دانا و کاردانی داشت. وزیر، تمام تلاشش این بود که مردم از او راضی باشند. به وضع شهر و روستاها می رسید. سعی می کرد مالیات ها آن قدر زیاد نباشد که به مردم فشار بیاید. درآمد اشراف و درباریان را هم کم کرد و...
قصه های تصویری از قابوس نامه 3
هارون الرشید یکی از خلیفه های خاندان عباسی بود. او مردی بسیار سخت گیر و بی رحم و در عین حال خوش گذران بود. دائما مجلس های مهمانی ترتیب می داد و پول زیادی خرج می کرد. یک شب هارون تا دیر وقت در مهمانی بود. خسته و کوفته به خوابگاهش رفت و...
قصه های تصویری از قابوس نامه 9
روزگاران قدیم و ندیم بود. خاندان سامانیان بر ایران حکومت می کردند. مردی به نام بوعلی سیمجور، حکومت نیشابور را به دست گرفته بود. می گفت سپهسالار و امیر خراسان است. او حاضر نبود از حکومت سامانیان اطاعت کند. اواخر حکومت سامانیان بود و آنها هم قدرت چندانی نداشتند و...
قصه های تصویری از قابوس نامه 7
در زمان های قدیم، به سرزمین مازندران، طبرستان می گفتند. آنجا قاضی بزرگی داشت به نام ابوالعباس رویانی که مردی دانا و باتدبیر بود. همیشه سعی می کرد تا جایی که ممکن است حکمش به حق باشد و به کسی ظلم نشود. روزی از روزها، مردی به نام محمود پیش او آمد و...