وقتی تو را از دست دادم

(When I Lost You)

کتاب وقتی تو را از دست دادم، رمانی نوشته ی کلی ریمر است که نخستین بار در سال 2016 وارد بازار نشر شد. وقتی لئو و مالی با هم آشنا شدند و ازدواج کردند، فکر می کردند که هیچ چیز جلودارشان نخواهد بود. آن ها می توانستند در کنار هم از پس تمام دنیا برآیند. اما لئو که گزارشگر جنگ است، برای تجربه ی ماجراجویی های مختلف زندگی می کند و وقتی به درون ناشناخته ها قدم می گذارد، اتفاقی تراژیک رقم می خورد و او حافظه اش را از دست می دهد. مالی به کمک او می آید تا خاطراتش را زنده کند و طولی نمی کشد که این دو، دوباره عاشق هم می شوند. اما مشکل اینجاست که مالی، چیزی را پنهان نگه داشته است؛ چیزی بسیار مهم. در واقع، همسر مهربانی که خود را وقف مراقبت از شوهرش کرده، فقط یک دروغ است. مالی هرچه بیشتر به شوهرش نزدیک می شود، بیشتر از این موضوع می ترسد که لئو شاید همه چیز را به یاد آورد. خاطرات لئو شروع به بازگشتن می کنند اما آیا این یعنی مالی یک بار دیگر مرد مورد علاقه اش را از دست خواهد داد؟

منا زنگنه
9786008173687
۱۳۹۹
۳۵۵ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
کلی ریمر ۴ رمان کلی ریمر از چهره‌هایی است که آثارش با حافظه ادبی و فرهنگی خوانندگان پیوند خورده است. او با تکیه بر زبان، روایت و نگاه شخصی خود جهانی ساخته که در آن جزئیات کوچک هم معنا پیدا می‌کنند. مسیر کاری او نشان می‌دهد ادبیات چگونه می‌تواند هم از زمانه خود اثر بگیرد و هم از آن فاصله بگیرد. نوشته‌هایش معمولاً در نقطه‌ای میان تجربه فردی و مسئله‌ای عمومی قرار می‌گیرند. خواندن آثار او بیشتر شبیه ورود تدریجی به یک فضاست تا روبه‌رو شدن ...
دیگر رمان‌های کلی ریمر
یتیم ورشو
یتیم ورشو «یتیم ورشو» داستان دختری جوان، پسری از ساکنین گتو و جنگجویی مبارز و پرستاری که هر یک به شیوه‌ی خود برای نجان کودکان یهودی طی حمله‌ی نازی ها و روس ها به لهستان می جنگند. کتابی برگرفته از قهرمان واقعی (ایرنا سندلر) که جان هزاران کودک یهودی را طی جنگ جهانی دوم نجات بخشید. یتیم وروشو کتابی است پرامون خیزش ...
همسر آلمانی
همسر آلمانی آیا جایی وجود دارد که ما به هر قیمتی که شده از نظر اخلاقی موظف به موضع‌گیری باشیم؟ کلی ریمر، نویسنده‌ی محبوب نیویورک‌تایمز، در رمان هیجان‌انگیز «همسر آلمانی» به شرح وقایع و زندگانی دانشمندان آلمان نازی می‌پردازد که در طی عملیات پیپرکلیپ (گیره کاغذ)‌ به کشور آمریکا منتقل شده‌اند. مسئله‌ای اخلاقی در کتاب «همسر آلمانی» موج می‌زند که نویسنده به ...
من بدون تو
من بدون تو خنده ملایمی کردم و جواب لرزش‌گونه قفسه‌ سینه‌اش را احساس کردم. چند دقیقه‌ای همان‌طور روی شن‌های سرد دراز کشیدیم، به ستاره‌ها خیره شده بودیم، و از نادرترین نوع سکوتی که می‌تواند نصیب کسی در شهر شود، لذت می‌بردیم. کمی بعد لایلا رویش را برگرداند و به چشم‌هایم زل زد. گریختن از نگاه‌های شب‌زده لایلا شدنی نبود؛ پرنده چشم‌هایم را سپردم ...
مشاهده تمام رمان های کلی ریمر
مجموعه‌ها