چطور تو سر لجبازی آینده ی دخترتو نادیده گرفتی و با اینکه می دونستی کیا و سایه از بچگی همدیگه رو میخوان مانع ازدواج و خوشبختیشون شدی؟ حالا به من میگی که مصلحت بچه هامو در نظر نمی گیرم ...
۳۳ رمان
نیلوفر لاری، نویسنده ایرانی رمانهای داستانی و عامهپسند، از چهرههای شناختهشده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. درباره جزئیات زندگی او اطلاعات عمومی قطعی محدودی در دسترس است و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبانهای مختلف گره خورده است.
مسیر کاری او با نوشتن رمانهای بلند فارسی و روایتهای عاطفی و اجتماعی شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرمکننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغههای شخصی او تبدیل شوند.
شهرت او بیش ...
چشمهایت
این تابلو برای فروش نیست. هر سال که در نمایشگاه این تابلو را به رسم یادبود به نمایش میگذاریم، کلی خریدار برایش پیدا میشود و ما ناچاریم همه را در حسرت خرید این تابلو باقی بگذاریم!...
... حالا با دیدن چشمهای خودم که از همیشه غمگینتر و محزونتر به نظر میرسید، نمیدانستم باید خوشحال باشم یا ناراحت!
به خدا نامه خواهم نوشت
افتان و خیزان
چه خیال پوچی و باطلی که گمان میکرد او با همه فرق میکند! خودش را رشته جدا بافتهای میدید که حتی در نقش و نگارهای ابریشمی یک فرش قدیمی و قیمتی قابل تشخیص و تحسین بود. اما حالا که خودش را در کارزار عظیم سرنوشت زخم خورده و بیتکیهگاه میدید، مثل همه میخواست که تن به سازش و تسلیم بدهد ...
به خاطر تو
کسی به من میگفت:«پاشو! هنوز خیلی زوده، وقتش نیست!» با حالت زار و پریشانی گفتم:«ولی من خیلی درد دارم! خیلی بیطاقتم! دیگه نمیتونم!» همان صدای آرام و پرطنین گفت:«اما تو باید چشمهات رو باز کنی! به زودی درد و رنجهات تموم میشه! دستم رو ول کن! حالا وقتش نیست!» گفتم:«نه، بزارین راحت بشم! دیگه بریدم! تحمل ندارم!» صدا با تحکم ...
گرشاسام و قهرمانان جاوید
گرشا با ترس و اضطراب نگاه کرد و مثل همه دید که چطور راه ورودی در چشم بر همزدنی در هم فرو ریخت و تبدیل به گودالی عمیق و مرگبار شد که حریصانه چشمبهراه لغزش آنها بود تا یکییکی در آغوش سرد و تاریک و نیستیبخش خود بگیردشان و نابودشان کند.