«امیل در لونه بریا»، داستان پسربچهای است به نام امیل که در روستایی به نام لونه بریا زندگی میکند. پسر بچهای که همه از دستش عاصی و خسته هستند. او مدام قول میدهد که دیگر کار دست کسی ندهد و دردسر درست نکند اما کسی روی قولهای او حساب نمیکند! با این حال مادرش فکر میکند که امیل پسری شیرین است و قلبی بزرگ دارد. ولی خب دست خودش نیست، شیطنتهایش دردسرهای بامزهای ایجاد میکند! مثل روزی که سرش در ظرف سوپخوری گیر کرد و پدرش مانده بود چکار باید بکند! چون آن ظرف از ظروف خاص و گران قیمت بود و مامان و بابای امیل دلشان نمیآمد برای اینکه سر امیل را از داخل کاسه در آورند، ظرف را بشکنند. یا روزی که امیل در یک مهمانی بزرگ گم شد؛ همه نگرانش شدند و مادرش به همراه بقیه همهجا دنبالش گشت و آخر سر او را داخل کمد پیدا کردند. امیل بعد از خوردن تمام سوسیسهایی که برای جشن آماده شده بود، رفته بود آنجا قایم شده بود. آسترید لیندگرن، نویسنده سوئدی، سال ۲۰۰۲ در سن ۹۴ سالگی از دنیا رفت. او از سال ۱۹۵۰ مشغول نوشتن داستان برای بچه ها شد و توانست در طول فعالیتهایش، جوایز متعددی بدست آورد. آسترید، نشان «هانس کریستین آندرسن» را که یکی از مهمترین جوایز در حوزه ادبیات کودکان است، به دست آورد و نیز برنده «جایزه صلح» نمایشگاه کتاب آلمان شد. لیندگرن از تاثیرگذارترین نویسندههای ادبیات کودک به حساب می آید. کتاب «پی پی جوراب بلند» او به بیش از نود زبان زنده دنیا ترجمه شده است. بچهها با هر فرهنگ، ملیت و نژادی که باشند، کتابهای او را دوست دارند چون لیندگرن روح کودکان را به خوبی میشناسند و به دنیای رنگین و قلب بچهها احاطه دارد. او هم از ماجراجویی و شیطنت دنیای بچهها اگاه است و هم حال و روحیه بچههای تنها و رها را میفهمد و درک میکند. پس از مرگ لیندگرن در سال ۲۰۰۲ دولت سوئد نشان یادبود آسترید لیندگرن ( آلما) را پدید آورد تا زندگی و آثار او را برای همیشه در یادها زنده نگاه دارد. امیل، شخصیت اصلی« امیل در لونه بریا»، مانند دیگر شخصیتهای آسترید لیندگرن، برای همیشه در ذهن و یاد خواننده میماند؛ همان پسربچه پنج ساله، با چشمان آبی و چهرهای معصوم، اما به قدری بازیگوش، که آدم بزرگها میمانند در برابرش چه باید کنند و چطور باید دردسرهایی را که درست میکند، حل و فصل کنند. همان پسربچهای که یکتنه پادگانی را به هم میریزد اما نمیشود دوستش نداشت.