پای تخته سیاه
یاد حرفهای آقای مدیر افتادم. هر وقت معلمی نداشتیم، خودش سر کلاس ما می آمد. از شجاع بودن، از نترسیدن، حرف میزد. اما حالا شجاعت برایم یک چیز غریب بود. حسن، از دور مرا نگاه می کرد. حس می کردم دوست نامردی هستم. کمی دلم می خواست مرا هم می گرفتند. اما باز هم ترس، ترس، ترس... من حتی جرأت ...
راز شهر ساحلی
کتاب حاضر با عنوان «راز شهر ساحلی»، چهاردهمین جلد از مجموعه داستانهای «شهرزاد، دختر شرقی» است که به ماجرای جذاب سفر دریایی ناخدا شایان و خانوادهاش میپردازد. در هر جلد، سه داستان مستقل روایت میشود. این داستانها به گونهای نوشته شدهاند که خوانندگان جوان را به دنیای تخیلی و ماجراجویانهای وارد میکنند و آنها را با چالشها و ماجراهای مختلف ...