علاءالدین و غول چراغ جادو

(Alaedin)

صحنه ی 1 شب (رعد و برق میزند. آبانازار در صحنه است.) آبانازار : من از خوبی نفرت دارم ضعیف بودن برای من حقیره قدرتی رو که جستجو میکنم به من ببخشین ! (رعد و برق به شدت میزند. آبانازار روبروی تماشاگران ایستاده است. ) آبانازار : همه چیز سر جای خودشه فقط هر دو هزار سال یکبار نگهبونای شب اسرار مخفی شون رو نشون میدن امشب من ،آبانازار، بزرگترین جادوگر زمان جستجوی قدرت بزرگ رو به پایان میرسونم و جهان رو مال خودم میکنم !

آماره
9786227326062
۱۴۰۴
۹۴ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده منوچهر اکبرلو
۱۰ رمان منوچهر اکبرلو نویسنده، پژوهشگر و منتقد تئاتر ایرانی است؛ در حوزه تئاتر کودک و نوجوان و پژوهش نمایشی فعالیت شناخته‌شده‌ای دارد. درباره جزئیات زندگی شخصی او داده عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین معرفی دقیق‌تر باید بر خود آثار و جایگاه نوشتاری او تکیه کند. آثار او میان نمایش، آموزش، نقد و ادبیات کودک رفت‌وآمد می‌کنند. اکبرلو به متن نمایشی به عنوان ابزاری برای اجرا، آموزش و ارتباط با مخاطب کم‌سن نگاه می‌کند. حضور او به جدی‌تر شدن بحث تئاتر کودک ...
دیگر رمان‌های منوچهر اکبرلو
خرطوم همه کاره!
خرطوم همه کاره!
سبدی که خالی شد!
سبدی که خالی شد!
سنجابی که می‌ترسید!
سنجابی که می‌ترسید!
افسانه ماردوش
افسانه ماردوش (سروصدای زیادی شنیده می شود. کسانی می آیند و می روند.) ارمایل : گرمایل باید فکری کرد. گرمایل : باید فکری کرد. ارمایل :جوانان ایران در خطرند گرمایل : دارند همگی خوراک مارها میشوند. ارمایل : چه کنیم ار مایل؟ گرمایل :باید فکر کنیم گرمایل؟ (سربازی وارد می شود.) سرباز : شتاب کنید جناب ضحاک نباید منتظر بماند. ار مایل ...
مشاهده تمام رمان های منوچهر اکبرلو
مجموعه‌ها