خورشید همچنان می دمد

(The Sun Also Rises)

رمان خورشید همچنان می دمد، که به جان مایه ی نسلی از دست رفته شهرت دارد، یکی از شاهکارهای ارنست همینگوی و نمونه ای کلاسیک از سبک نگارش موجز اما قدرتمند اوست. رمان با نگاهی گزنده به سرخوردگی ها و هراس های نسل پس از جنگ جهانی اول، دو تا از به یاد ماندنی ترین شخصیت های همینگوی را به مخاطب معرفی می کند: جیک بارنز و دوشیزه برت اشلی. داستان، برت خوش مشرب و مغرور، و جیک بداقبال را دنبال می کند و تجارب آن ها را از زندگی شبانه ی پرآشوب در پاریس تا گاوبازی های خشن مهاجران در اسپانیا پی می گیرد. رویدادهای کتاب، در زمانی معروف به عصر افول اخلاقیات، ازهم پاشیدگی روحی، عشق های نافرجام و وهم های رو به اضمحلال اتفاق می افتد. انتشار رمان خورشید همچنان می دمد در سال 1926، کمک شایان توجهی به تثبیت جایگاه همینگوی به عنوان یکی از بزرگترین نویسندگان قرن بیستم کرد. رمان خورشید همچنان می دمد، با نثری شکوهمند و داستانی جذاب، تصویری بسیار ملموس و هیجان انگیز از شخصیت ها در ذهن مخاطب خلق می کند. این رمان، بدون شک یکی از بزرگ ترین رویداد های دوران طلایی ادبیات در قرن بیستم است.

هرمس
9789643638283
۱۴۰۴
۳۵۸ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
ارنست همینگوی
صفحه نویسنده ارنست همینگوی
۴۴ رمان ارنست همینگوی، نویسنده و روزنامه‌نگار آمریکایی و برنده نوبل ادبیات، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در اوک پارک ایلینوی به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با روزنامه‌نگاری، جنگ، سفر و تجربه مستقیم خطر شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با ...
دیگر رمان‌های ارنست همینگوی
ستون پنجم
ستون پنجم در خلال جنگ‌های داخلی اسپانیا، یک آمریکایی به نام فیلیپ راولینگ، در پوشش خبرنگاری که برای روزنامه‌های آمریکایی خبر تهیه می‌کند، به عملیات ضدجاسوسی به نفع کمونیست‌ها و بر ضد فاشیست‌های تحت فرمان ژنرال فرانکو، می‌پردازد. در محل اقامت موقت وی ـ هتل فلوریدای شهر مادرید ـ دو خبرنگار آمریکایی دیگر به نام‌های رابرت پریستون و دورتی بریجز زندگی می‌کنند. ...
زنگ‌ها برای که به صدا در می‌آید
زنگ‌ها برای که به صدا در می‌آید بر روی چمن‌‌های کنار جنگل دراز کشیده و چانه را روی دست‌ها گذاشته بود و به اطراف می‌نگریست. آب جویبار آرام و منظم از کوه سرازیر می‌گردید ولی از آن نقطه به بعد از سراشیبی نیز با قوت و سرعت رو به پایین می‌رفت. او نقشه‌های نظامی را بیرون آورد و در جلوی خود گسترد. رفیقش مردی سال‌خورده، کوتاه قد ...
پیره پیاو و زه‌ریا (پیرمرد و دریا به زبان کردی)
پیره پیاو و زه‌ریا (پیرمرد و دریا به زبان کردی)
پیرمرد و دریا
پیرمرد و دریا پیرمردی بود که تنها در قایقی در گلف استریم ماهی می‌گرفت و حالا هشتاد و چهار روز می‌شد که هیچ ماهی نگرفته بود. در چهل روز اول پسربچه‌ای با او بود. اما چون چهل روز گذشت و ماهی نگرفتند...
شکست‌ناپذیر و 8 داستان دیگر
شکست‌ناپذیر و 8 داستان دیگر من صدای فریدمن را شنیدم که فریاد زد: مراقب خودت باش. جیمی. والکات نزدیک جک آمد، در حالی که به او نگاه می‌کرد. جک با دست چپ به طرف او ضربه‌ای پرتاب کرد و والکات سرش را تکان داد. او جک را از پشت روی طناب گیر انداخت، و او را برانداز کرد و سپس با یک هوک چپ خیلی ...
مشاهده تمام رمان های ارنست همینگوی
مجموعه‌ها