مهمان نیمه شب

(The Overnight Guest)

"کاملا درک شده، کاملا جذب کننده و تقریبا دردناک است... این سفر مسحورکننده است." -نیویورک تایمز کتاب "مهمان نیمه شب" از نویسنده پرفروش نیویورک تایمز، هدر گودنکاف، زنی در طول طوفان برفی مرگبار با یک بازدیدکننده غیرمنتظره پذیرایی می کند. ویلی لارک، نویسنده داستانهای جنایی واقعی، بدش نمی‌آید که از خانه مزرعه‌ای دور افتاده دای که در آنجا برای نوشتن کتاب جدیدش رفته است0 داستانی مرموز بیرون بکشد. آتشی دنج، سکوت کامل. بسیار عالی بود، اگر نه به خاطر این واقعیت که چندین دهه قبل، در همین خانه، دو نفر با خونسردی به قتل میرسیدند و یک دختر بدون هیچ ردی ناپدید میشد. همانطور که طوفان بدتر می شود، ویلی خود را در داخل خانه گرفتار می بیند، اسرار موجود در دیوارهای آن - تسخیر شده توسط اسرار خودش. سپس او یک کودک کوچک را در برف بیرون پیدا می کند. پس از آوردن کودک به داخل برای گرما و امنیت، او شروع به جستجو برای پاسخ می کند. اما به زودی مشخص می شود که خانه مزرعه آنقدرها که او فکر می کرد دورافتاده نیست و کسی حاضر است برای پیدا کردن آنها دست به هر کاری بزند.

شالگردن
9786225530034
۱۴۰۲
۲۹۸ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
هدر گودنکاف
صفحه نویسنده هدر گودنکاف
۳ رمان Joy Fielding (née Tepperman; born March 18, 1945) is a Canadian novelist and actress. She lives in Toronto, Ontario.

Born in Toronto, Ontario, she graduated from the University of Toronto in 1966, with a Bachelor of Arts in English Literature. As Joy Tepperman, she had a brief acting career, appearing in the film Winter Kept Us Warm (1965) and in an episode of Gunsmoke. She later changed her last name to Fielding (after Henry Fielding) and began writing novels.
دیگر رمان‌های هدر گودنکاف
همه در حال تماشا هستند
همه در حال تماشا هستند کتاب «همه در حال تماشا هستند» نوشته هدر گودنکاف، یک تریلر روانشناختی جذاب است که به بررسی موضوعاتی چون وسواس، رازهای پنهان، و تأثیر شبکه‌های اجتماعی بر زندگی افراد می‌پردازد. این رمان به سرعت در دنیای کتابخوانی به محبوبیت رسید و توانست توجه زیادی از خوانندگان و منتقدان را به خود جلب کند. داستان در مورد خانواده‌ای به نام بیچنر ...
تکه‌های گمشده
تکه‌های گمشده لیدیا از پنجره آشپزخانه به بیرون خیره شده بود، آفتاب روشن ماه می شاخه‌های پیچ‌پیچ شبنم‌زده سیب‌زمینی‌های شیرینی را که مثل آبشار از قاب پنجره درست آن طرف توری آویزان شده بودند درخشان کرده بود. ساعت نزدیک هفت و سی دقیقه بود، حالا دیگر جک پانزده ساله و امی یازده ساله سوار اتوبوس شده بودند که مسیر چهل دقیقه‌ای را ...
مشاهده تمام رمان های هدر گودنکاف
مجموعه‌ها