«کلاهفروش، ابوالعباس نهاوندی» جلد دوازهم از مجموعهی «قصههای تصویری از تذکرهیالاولیا» است. این مجموعه با زبانی ساده و روان و متناسب با درک کودکان نوشته شده است. تصاویر زیبا در کنار متنهای ساده درک فضای عرفانی و دینی کتاب را برای کودکان ملموس کرده است. مژگان شیخی در این مجموعه کوشیده است برخی از شخصیتهای عرفانی را که ذکر آنها در کتاب تذکرهیالاولیا اثر عطار آمده با زبانی ساده به کودکان معرفی کند. عطار «تذکرهیالاولیاء» را در 72 باب نوشته و در هر باب به زندگی، حالات، اندیشهها و سخنان یکی از عارفان و مشایخ تصوف پرداخته است. این کتاب تنها اثر منثور شاعر و عارف بزرگ قرن ششم و مجموعهای از سرگذشتها، کرامتها، اندیشهها و سخنان عارفان بزرگ و اولیا برگزیده الهی است. در این جلد از مجموعهی «قصههای تصویری از تذکرهیالاولیا» بخشی از زندگی احمد بن محمد بن فضل، معروف به شیخ ابوالعباس نهاوندی یکی از بزرگترین عرفای ایران و اسلام در نیمهی دوم قرن چهارم هجری روایت شده است. ابوالعباس نهاوندی در شهر نهاوند واقع در استان همدان به دنیا آمد و در همین شهر از دنیا رفت. عطار نیشابوری او را «محتشم روزگار»، «کعبهی مروت» و «قبلهی فتوت» خوانده و عبدالرحمن جامی از او به عنوان «پیر» و «مرشدی» که یگانهی عهد بوده، سخن گفته است. شیخ ابوالعباس با عارف نامدار «بابا کوهی شیرازی» رابطهای دوستانه داشته و پیر و مرشد شیخ اخی فرج زنجانی بود. او مرید شیخ جعفر خلدی از مشاهیر و عرفاست. گفتارها و جملاتی از او در منابع کهن عرفانی نقل شده است. ابوالعباس نهاوندی کلاهدوزی را بلد بود و گاهی به این شغل میپرداخت. او هر کلاهی را که میدوخت یک یا دو درم میفروخت. اگر کسی به او یک درم میداد، آن را به اولین نیازمند میداد و هرگاه کلاهی را به دو درم میفروخت به همان ترتیب یک درم آن را میبخشید و با یک درم دیگر نان میخرید و با درویشان دیگر میخورد و در همان مدت که با درویشان بود کلاه دیگری میدوخت. «کلاهفروش، ابوالعباس نهاوندی» داستانی زیبا و پندآموز از زندگی ابوالعباس نهاوندی یکی از عارفان بزرگ است که به شکلی ساده و روان برای مخاطبان کودک روایت میشود. در این داستان بر کسب روزی حلال و انفاق آن در راه خدا تاکید شده است و راه و رسم جوانمردی تشویق.