پاسار

(Pasar)

ثالث
9786004056786
۱۴۰۲
۲۷۴ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های مریم اسحاقی
زن‌های کاغذی
زن‌های کاغذی راه می‌افتم، هوا گرم و شرجی است. پا تند می‌کنم. می‌نشینم روی چمن‌های پارک نزدیک خانه. پسر و دختری خندان با اسکیت از کنارم رد می‌شوند. برق چشم گربه‌ای سیاه را لای بته‌ها می‌بینم. یعنی گربه‌ها هم زیر سایه ترس زندگی می‌کنند؟
مشاهده تمام رمان های مریم اسحاقی
مجموعه‌ها