شاهنامه

(Iranian Tales)

وقتی زال خبر کشته شدن فیل سفید را شنید. رستم را خواست و به او گفت: ((فیل سفید در بسیاری از جنگ ها مثل یک کوه با من بود ولی حالا تو باید جای او را بگیری، چرا که تو از او قوی تر و پرزورتری. پس، فردا باید به سمت کوه سپند بروی. آن جا یک قلعه ی بزرگ می بینیکه بسیار سرسبز است و در آن حیوانات و درختان زیادی هستند. یک روز نریمان یعنی پدر سام قصد داشته به آن قلعه برود، که در آن جا کشته شده است. سام هم بعد از کشته شدن نریمان قصد داشته به آن قلعه وارد شود، که موفق نشده ولی رستم امروز نوبت توست که به آن قلعه بروی و انتقام خون نریمان را بگیری.

سوره مهر
9786000304713
۱۴۰۴
۱۸۴ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های سعید بیابانکی
ضد حالات (مجموعه داستان طنز)
ضد حالات (مجموعه داستان طنز) شاعر نبوده‌ای که بدانی چه می‌کشم از این دهان بی در و دربان گال‌وار قسمت کنید پیرهن خونی مرا بین برادران غیورم حلال وار آتش بگیر و مثل رفیقان خود بسوز خواهی که روسیاه نمانی زغال‌وار.
لبخند‌های مستند
لبخند‌های مستند در خیابان می‌خورم به پست یک گدای سمج. در حالی که صدایش حسابی گرفته و سوزناک است، ملتمسانه شروع می‌کند به تعریف بیوگرافی: تو رو خدا کمکم کن. باور کن بابام یه هفته‌س مرده.
مشاهده تمام رمان های سعید بیابانکی
مجموعه‌ها