محاکمه

(Mohakeme)

«محاکمه» این رمان که عنوان آن یادآور کتابی از کافکاست، نوشته‌ی محمدآصف سلطان‌زاده نویسنده افغانستانی است. موضوع داستان نیز به اتفاقات کشور افغانستان مربوط است و شخصیت اصلی آن عیسی‌خان نیز مردی افغان است. عیسی‌خان در اردوگاه شیلزمارک در دانمارک است. او بعد از خروج نیروهای آمریکا و ناتو از افغانستان و روی کارآمدن دوباره‌ی طالبان کشورش را ترک کرده است. او خانواده‌اش را نیز بر اثر بمباران هوایی از دست داده. عیسی‌خان اکنون در دانمارک اردوگاه پناهندگان است. او با مرور گذشته، زندگی خودش را در پیوند با تاریخ افغانستان می‌بیند؛ تاریخی خشونت‌بار که در آن جنگ از پی جنگ می‌آید و انگار مدام زمان به عقب بازمی‌گردد. عیسی‌خان به دنبال خونخواهی و مجازات قاتلان خانواده‌اش است. عیسی‌خان در این مسیر همچون قهرمان رمان کافکا دائم با در بسته مواجه می‌شود، از‌این‌رو، به نظر می‌رسد که نویسنده با توجه به همین نکته عنوان رمانش را انتخاب کرده است. نه طالبان، نه ناتو و نه دیگر نیروهای داخلی افغانستان برای کمک به عیسی‌خان کاری از پیش نمی‌برند. محمد‌آصف سلطان‌زاده در این رمانش به جریان‌های سیاسی حاکم بر اروپا و سیاست‌های ضد‌پناهندگی آن‌ها می‌پردازد. قهرمان او که به اروپا پناهنده شده، به آرامش و آسایش نمی‌رسد و احساس می‌کند هویتش از دست رفته است. صدای او به جایی نمی‌رسد و هنوز اردوگاه‌هایی در غرب وجود دارد که انگار ادامه‌ی آشویتس هستند. عیسی‌خان همانند میلیون‌ها نفر دیگر در جهان، هویتش را در معرض خطر می‌بیند و فریادش به جایی نمی‌رسد. نه در کشورش صدایش شنیده می‌شود و نه در جهان غرب و اساسا زندگی و مرگ او برای صاحبان قدرت اهمیتی ندارد. عدالتی وجود ندارد، مراکز حقوقی و قضایی که در ظاهر به دنبال عدالت هستند در اصل آلت‌ دست دولت‌ها و قدرت‌ها هستند. عیسی‌خان در دانمارک تنها و درمانده در اردوگاه، ناامید از اجرای عدالت، روزگار می‌گذراند و هیچ روزنه‌ی امیدی برای بهبود اوضاع و احوال جهان نمی‌بیند. محمدآصف سلطان‌زاده نویسنده‌ای باتجربه است که در دهه‌ی هفتاد هوشنگ گلشیری او را به ادبیات فارسی معرفی کرد. در آثار او همواره دغدغه‌های انسانی نمود داشته است. او در رمان «محاکمه» به یکی از دغدغه‌هایی پرداخته است که مسئله جهان معاصر و امروز است و علاقمندان به رمان‌های جدی از خواندن آن لذت می‌برند.

نی
9786220606284
۱۴۰۳
۱۷۲ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول